درباره نویسنده
فریده جلیلوند
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • فریده جلیلوند
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • فرزند پروری
  • بهداشت روان در کودکان
  • با توهین و تحقیر ابراز وجود کن
  • با توهین و تحقیر ابراز وجود کن قسمت اول
  • نوروز مبارک
  • شاید وقتی دیگر
  • صفات ثانویه جنسی، نوجوانان را می‌ترساند
  • دختران و پسران متفاوت یاد می گیرد
  • هیچ مادری کامل نیست
  • بیان فکر بدون خشونت و پرخاشگری به کودکان
  • ایا فرزندتان می داند که دوستش دارید ؟
  • 8/8/
  • بیش‌فعالی در پسران شایع‌تر از دختران است
  • ازدواج‌های فامیلی و افزایش انواع اختلالات جسمی و روانی
  • آشنایی با "اختلال شخصیت ضد اجتماعی"
  • آشنایی با "اختلال شخصیت ضد اجتماعی" قسمت اول
  • یاد یار مهربان
  • بچه‌هایی که از خودشان بزرگ‌ترند
  • 6 نکته‌ای که باید هنگام تنبیه فرزندتان رعایت کنید
  • از غریزه اصلی تا خودشکوفایی قسمت پایانی
  • از غریزه اصلی تا خودشکوفایی قسمت دوم
  • از غریزه اصلی تا خودشکوفایی قسمت اول
  • یاد
  • قابل توجه مدیران پرشین بلاگ
  • اعتماد به نفس در کودکان
  • کمی صحبت
  • چرخه خواب
  • امید
  • جرأت داری، نخوان!
  • Between The Miles
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
دوستان من
  • پرشیا
  • ارتباط با بجه های دنیا بزبان انگلیسی
  • Scientific
  • ستاره های پر فروغ
  • حمل افتاب - معرفی نویسندگان و شعرا
  • چشمان تو - فتو بلاگ
  • هنر چاپ - گروه طراحان نش
  • شالیز
  • لولی دیوانه - شالیز
  • بانوی خورشید
  • کامپیوتر تایمز - حسین
  • شالیزارهای شعر دهکدهء ما
  • اشنا - محمد
  • امیر امیریان
  • جام جم
  • ایسنا
  • فارس نیوز
  • همشهری
  • A Library for the World's Children
  • کیهان بین المللی
  • روان پژوه
  • هفته نامه سلامت
  • دنیای کودک تبریز
  • سازمان بهزیستی
  • کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
  • سامانه مدیریت ارتباطات شهرداری تهران
  • روزنامه های ایران
  • مجله ها
  • یونیسف
  • translate
  • translator
  • translation- pras translator
  • شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران
  • اپلود عکس و فایل
  • ابزار رایگان بلاگ ها و سایت ها
  • اینده نیوز رسانه مستقل
  • جدید ترین اخبار روز
  • خبر گزاری مهر
  • ثبت احوال
  • هوشنگ
  • ماهی کوچولو های زندگی
  • ღღღرزღღღ
  • علی کارنما یه روزی ، یه چیزی . . .
  • لاله واژگون-آرزو
  • فرشاد موتمنی سکوت مقدس
  • انتخاب سخن عشق سخت است - محمد
  • مهدي دمي‌زاده
  • اصغر عظیمی مهر
  • تلخند - مهرداد نصرتی
  • استاد رضاپارسی پور دامغانی
  • شعر و ترانه -علی اصغر کیانی
  • مهدی جلیلی ( شاعر شاعرانه ها )
  • بردیا
  • شیدا ترین
  • برای همه مفید ( حاج اقا حق دوست )
  • مسعود رازقی
  • باد مهربون
  • بهناز
  • جادوی مهتاب (سمیرا)
  • چهل درجه زیر شب
  • بزرگترین وبلاگ دانلود ایرانی ( رضا )
  • ابر باران
  • دکتر فرهاد
  • پاریس پریسا
  • چکمه
  • اروشا ( محمد مهدی )
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین
  • روزی روزگاری
  • استاذنا
  • سارا فلاح - آرامش خیال
  • سلام زندگی پسر من هم
  • سیاوش (زندگی به خاطر تو)
  • شاد ترین وبلاگ ایرانیان
  • شناسه
  • شهاب بهمنی
  • صبر و رضا - مصطفی فرهی
  • طلوع امام زمان ( ع )
  • عشقولانه - نیما
  • فریاد با سکوت
  • ((( دریای عکس )))
  • گل های استثنایی انزلی
  • محمد خادم سیبی برنگ خون
  • مهد کودک رنگین کمان
  • مشعل داران
  • موج های سنگی ( محمد خاکی زمانی )
  • ندا رفیعی
  • هذیانهای مجنون
  • یک قلب پاک . . . رضا
  • تک درخت تنها - حسین
  • ادرس پزشکان و بیمارستاتهای ایران
  • بنیاد امور بیماریهای خاص
  • ایران سلامت
  • پرواز را بخاطر بسپار - امین
  • سایه - مرتضی بارویی
  • ادمک اخر دنیاست
  • رهگذر کوچه عشق - کیهان
  • معلولیت محدودیت نیست - امین
  • انجمن حمایت از مبتلایان به دیستروفی
  • کلبه بارونی - سایه قرمز
  • دل نوشته های ندای مهتاب
  • شکرانه - فرشید
  • خورشید خانوم
  • اشک غزل - سید مسیح شاه چراغی
  • مولود
  • دستهای کیهانی - مریم
  • زیستن با معلولیت - نرگس
  • فصل دلتنگی - فاطمه / ج
  • طلوع آرامش در زندگی ) محمد )
  • دلارآ - فروزان حورلو
  • دلتنگی های یک عمه
  • بهار بختیاری " دختر من " - برگهای تبریزی در باد می رقصند
  • صدا و سیمای مرکز آبادان
  • دل نوشته ها - تنها
  • غریبه
  • ناکجااباد - صمیم
  • کانی عه لی ( علی قاسمی )
  • دوستانه
  • وب سایت رسمی اقای مصطفی رحماندوست
  • دوستداران فرمان فتعلیان
  • آوای سکوت
  • زی زی
  • وفا داری
  • اشیانه - بهرام
  • شمیم بهار
  • پرواز روی بالها - پوپک
  • فیل کوچولو - شایگان عزیز
  • فقط شعر و دیگر هیچ
  • کلوب
  • پسر پارسی
  • ستاره طلایی - شادی شفیعی
  • پیمانه
  • وبلاگ شخصی استاد امین الرعایا - داوود عزیز
  • زخم های سرخ
  • به سادگی
  • دبیرخانه نظر سنجی دنیای مجازی
  • بیا تو پشیمون شدی با من !
  • ایهار
  • خانه کلاغ
  • مشاور خانواده
  • سپیده صبح
  • تبریزیها در باد می رقصند
  • دلم گرفته برایت - حسین عباسیان
  • شاه شمشاد قدان
  • فرشته طلایی
  • کدهای اضافی کاربر



    free counters Feedjit Live Blog Stats

به نام خدا
امروزهایت رنگین فرداهایت امیدوار ...
فرزند پروری
نویسنده: فریده جلیلوند - یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

 

 

 

 

فرزند پروری

 

دوران کودکی دورانی بسیار حساس و مهم در رشد و شکل
گیری شخصیت فرد است و تأثیرات آن تا پایان عمر باقی می ماند، از این رو توجه به تربیت کودک در این دوره ضروری است. فرزندان به سمت هدفی خاص باید شیوه و روش معینی داشته باشند. پدر باید الگوی فرزند در صداقت، سخاوت، و شرافت باشد. او باید وقت کافی برای ارتباط با فرزندان بگذارد و نباید بین گفتار و کردارش تفاوتی باشد.

ارتباط میان مادر و فرزند نیز اثرات مهمی در رشد روانی کودک دارد.

والدین حالات متفاوتی را در رفتار با کودک از خود نشان می دهند و می توانند با محبت و آزادگذار، بامحبت و محدود کننده، متخاصم و محدود کننده، و یا متخاصم و آزادگذار باشند و با توجه به شیوه ای که اتخاذ می کنند رفتارهای مختلفی را درفرزندان به وجود می آورند.

شیوه های فرزند پروری به مجموعه رفتارها، روش ها و گفتارهای والدین، که نسبت به فرزندان خود اعمال می کنند گفته می شود، که به صورت شیوه های دیکتاتوری، سهل گیر، و دموکراتیک در نظر گرفته شده اند.

1-شیوه دیکتاتوری یا کنترل شدید: در این روش یک نفر رئیس تمام اعضای خانواده است و امر و نهی می کند و در همه ی کارها وارد عمل می شود و همه ی امور تنها به اراده و میل او انجام می گیرد.

2-شیوه سهل گیر و بی تفاوت: در این خانواده به جای محدودیت و نظارت شدید، اختیار و آزادی فراوان برای کودک قائل می شوند. در این خانواده ها، آزادی مطلق حکم فرماست،
آزادی به معنای این که هر کسی، هر کاری دلش خواست می تواند انجام دهد.

3-شیوه ی دموکراتیک و آزادمنش : شیوه ی دموکراتیک عاقلانه ترین و انسانی ترین راه زندگی است که مبتنی  برضوابط اعتدال و تعامل و  صمیمیت اخلاقی است.

دو مشکل عمده در روش های تربیتی والدین وجود دارد:

الف) کمبود مهارت های فرزندپروری      ب) کمبودهای توجهی

با توجه به تحقیقات انجام شده در روش های فرزندپروری محققان به این نتیجه رسیدندکه کودکان والدین مقتدر یا دموکرات بیش از سایر کودکان رشد یافته اند و خصوصیات مثبت بیشتری دارند. از طرفی کودکانی که والدین مستبد یا دیکتاتور دارند اغلب ناراحت، زود رنج و بدون هدف هستند و  کودکان والدین سهل گیر غالبا پرخاشگر و خودمحورند و پیشرفت کمی دارند.

خانواده به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی، نقش مهم و ارزشمندی را در رشد شخصیت آدمی بر عهده دارد. کودک در خانواده
اصول اخلاقی، اجتماعی و قواعد ادب  را کسب می کند. فرد از طریق تماس با پدر، مادر و اطرافیان و با تقلید از رفتارهای آنان روش زندگی خود را مشخص می سازد.

موقعیت اجتماعی خانواده، وضع اقتصادی آن، افکار و عقاید، آداب و رسوم، ایده آل ها و آرزوهای والدین و سطح تربیت آنها در طرز رفتار کودکان نفوذ فراوان دارد. رابط پدر و مادر با یکدیگر و رابطه آنها با کودک فوق العاده دقیق و حساس است و اگر درآن دقت نشود، نه تنها به شخصیت اخلاقی کودک لطمه می زند، بلکه موجب مشکلات عاطفی
مختلف بعدی او نیز می شود.

نقش های مهم خانواده

1-نقش سازندگی خانواده:

خانواده شخصیت کودک و عقاید او را شکل می دهد و سیر زندگی او را تعیین می کند.

2- نقش فرهنگی خانواده:

تا زمانی که کودک از جنبه ی جسمی و روانی رشد نیافته است نمی تواند نقشی در فرهنگی شدن خود داشته باشد و این نقش بر عهده ی خانواده می باشد.

3-نقش اجتماعی خانواده:

از آنجایی که کودک در خانه آداب اجتماعی را می آموزد می توان گفت خانواده مسئول صلاح و فساد جامعه است.

4-نقش عاطفی و اخلاقی خانواده:

خانواده محل مناسبی برای تمرین مهر و عاطفه، انس، الفت و مهرورزی است و نیز وسیله ای است برای انتقال آداب و اخلاق درست یا نادرست.

 

اهمیت دوران کودکی

در دوران کودکی شخصیت کودک بسیار شکل پذیر است. هفت سال و به ویژه پنج سال اول زندگی، مهم ترین دوران زندگی کودک و از مراحل شکل گیری شخصیت است. این سال ها ازمهم ترین دوران ها و تاثیر آن تا پایان عمر است. ریشه ی بسیاری از اعمال خیر و شرفرد را می توان در دوران کودکی او یافت، از این رو توجه به تربیت کودک در این دوره
ضروری است

. . .

 

 

نگارش یافته = گل آرا مالکی

راونپژوه

 

نظرات ()



بهداشت روان در کودکان
نویسنده: فریده جلیلوند - چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

 

 

 

 


همه با آینه گفتم آری
همه با آینه گفتم که خموشانه مرا می پایید
گفتم ای آینه با من تو بگو
چه کسی بال خیالم را چید ؟
چه کسی صندوق جادویی اندیشه من غارت کرد ؟
چه کسی خرمن رویایی گلهای مرا داد به باد ؟
سرانگشت بر آینه نهادم پرسان
چه کس آخر چه کسی کشت مرا
که نه دستی به مدد از سوی یاری برخاست
نه کسی را خبری شد نه هیاهویی در شهر افتاد ؟
اینه
اشک بر دیده به تاریکی آغاز غروب
بی صدا بر دلم انگشت نهاد

سیاوش کسرایی

 

 

بهداشت روان در کودکان

 

   اگر به مطالعه این مطلب پرداخته اید به احتمال زیاد از جمله افرادی هستید که به زندگی و سلامت کودکان اهمیت می دهید. گاهی اوقات شناخت بهترین راه برای دوست داشتن و تربیت فرزندان دشوار است. گاهی متوجه رفتارهایی می شوید که شما را متحیر یا دلخور می کند و یا حتی می ترساند. برای آگاهی از نحوه عملکرد تربیتی و برخورد با کودکان باید اطلاعات مفیدی در زمینه بهداشت روان بدست آورد. سلامت یا بهداشت روان عبارت از نحوه تفکر، احساس و عملکرد ما به منظور رویارویی با موقعیتهای زندگی است. بهداشت روان در بردارنده نوع نگاه ما به خودمان، زندگی مان و افرادی است که آنها را می شناسیم و به آنها علاقمندیم. همچنین به تعیین اینکه چطور استرس را کنترل کنیم، با دیگران ارتباط برقرار سازیم، گزینه های خود را ارزیابی کنیم و انتخاب نماییم کمک می کند. سلامت روان هم مانند سلامت جسم در هر مرحله ای از زندگی حائز اهمیت است.  


مشکــــــــــــلات بهداشت روان

تشخیص تب در مکودک توسط والدین بسیار آسان است اما شاید تشخیص مشکل روانی او به این سادگی ها نباشد. مشکلات مربوط به سلامت روان را همیشه نمی توان دید اما علائم قابل تشخیص اند. این مشکلات را می توان تشخیص داد بدلیل اینکه متخصصین بهداشت روان با این علائم و بیماری های مربوط به آنها آشنایی دارند. برخی از این بیماری ها عبارتند از افسردگی، اضطراب، مشکلات خوردن، نقص توجه و اختلالات بیش فعالی. متاسفانه بسیاری از جوانان مبتلا به مشکلات روحی روانی هیچ کمی دریافت نمی کنند. کودکان و نوجوانان زیادی هستند که از دوره های استرس هیجانی رنج می برند که با درمان کوتاه مدت رو به بهبود می گذارند اما آن مشکلات الزاما منجر به آنچه تحت عنوان مشکلات بهداشت روان نام دارند، نمی شوند. اندوه ناشی از ازدست دادن یک عزیز مثالی در این مورد است. بهداشت روانی یک کودک هیچ ارتباطی با بهره هوشی او ندارد. کودکان با یا بدون مشکلات بداشت روانی IQ متفاوتی دارند. آموزش خاص یکی از سرویسهای حمایتی است که مدارس برای کمک به رویارویی با نیاز های منحصر به فرد کودکان و نوجوانانی که انواع مختلفی از مشکلات بهداشت روان را دارند، فراهم می کنند. نه هر فردی که تحت آموزش خاص قرار دارد مشکل سلامت روان دارد و نه اینکه هر کودک و نوجوان دارای یک مشکلا سلامت روان از آموزش ویژه برخوردار است.

اختلالات هیجانــــــــــــی جــــــــــدی

عبارت اختلالات هیجانی جدی برای کودکان و نوجوانان به مشکلات سلامت روان اشاره م یکند که بشدت زندگی روزانه و عملکرد آنها را در خانه، مدرسه و یا در اجتماع مختل می کند. بدون کمک، چنین مشکلاتی ممکن است منجر به افت تحصیلی، روی آوری به مواد مخدر و الکل، ناسازگاری در خانواده، یا حتی خود کشی شود.

عوامــــــــــــــل

ما همه علل مشکلات سلامت روان در جوانان را نمی شناسیم. اما می دانیم که هم محیط و هم ساختار بیولوژِیک فرد دراین امر دخالت دارد. از جمله علل بیولوژیک می توان به ژنتیک، عدم تعادلات شیمیایی و صدمه به سیستم اعصاب مرکزی اشاره کرد. این عوامل در علم پزشکی تحت عنوان اختلالات نوروبیولوژیک نامیده می شوند. بسیاری از عوامل محیطی می توانند کودکان را در معرض خطر قرار دهند. برای مثال کودکانی که با خشونت، سوء استفاده، مسامحه، یا مرگ عزیزان، طلاق و یا روابط از هم گسیخته مواجه می شوند، بیشتر در معرض مشکلات سلامت روان قرار دارند. سایر ریسک فاکتورها شامل طرد شدن بعلت نژاد، جنسیت، مذهب یا فقر است.  


پــــــــــرورش سلامت روان در کــــــــــــودکان

شما بعنوان والدین، مسئول سلامت جسمی و روحی فرزندتان هستید. هرگز یک راه مشخص شده و ثابت برای تربیت فرزنان وجود ندارد. شیوهای تربیتی متفاوتند اما همه کسانی که مراقب فرزند شما هستند باید انتظارات فرزند شما را دریابند. کتابهای خوبی در این زمینه وجود دارد که می توانید از آنها برای بهبود تربیت فرزنادنتان استفاده کنید.

در اینجا به برخی از راهکارهای کلی در زمینه تعلیم و تربیت اشاره شده است :

- سعی کنید در کنار رسیدگی و تامین تغذیه مناسب، ایمن سازی بدن، و فراهم کردن امکانات ورزشی و غیره محیط امن و سالم خانوادگی و اجتماعی را برای فرزندتان فراهم کنید.

- از مراحل رشد کودک آگاهی پیدا کنید تا بیش از حد و یا کمتر از حد لازم از او انتظار نداشته باشید.

- این نکته بسایر حائز اهمیت است که فرزندتان راتشویق کنید احساسات خود را ظاهر کند. اجازه دهید بداند که همه افراد، درد، ترس، خشم و اضطراب را تجربه می کنند. به او کمک کنید عصبانیت خود را بگونه ای مثبت ظاهر کند بدون آنکه متوسل به خشونت شود.

- احترام و اعتماد متقابل را ایجاد کنید. صدای خود را برای او بلند نکنید حتی زمانی که با او توافق ندارید. راههای ارتباطی را باز نگه دارید.

- به حرفهای فرزنداتان خوب گوش دهید. از کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنید که برای او قابل فهم باشد. او را به سوال کردن ترغیب نمایید. کاری کنید با شما راحت باشد و مایه دلگرمی اش باشید. تمایل خود را برای صحبت در باره هر موضوعی با او ، نشان دهید.

- به مهارتهای خود تان برای حل وکنار آمدن با مشکلات رجوع کنید. آیا شما مثال خوبی در این مورد هستید؟ اگر احساسات و عملکرد فرزندتان مایه دستپاپچگی شما شده یا قادر به کنترل خشم و ناامیدی خودتان نیستید، کمک بجویید.

- مشوق او در زمینه رشد استعدادهایش باشید و به او کمک کنید محدودیت های موجود را بپذیرد. براساس توانای ها و علائقش ، در تعیین اهداف یاریش کنید.

- موفقیتهایش را جشن بگیرید.

- توانائی های او را با توانمندی های سایر کودکان مقایسه نکنید.

- منحصر بفرد بودن او را بستایید.

- از اینکــــه وقت خود را صرف او کنید دریغ ننمایید.

- استقلال و خود ارزشی را در او پرورش دهید.

- در رویارویی با فراز و نشیب های زندگی ا و را یاری کنید.

- نشان دهید که به توانایی های در کنترل اوضاع بهنگام مشکلات، او اعتماد دارید.

- اصول تربیتی را بطور مفید، دائم و مناسب بکار بندید. (بدانید که تربیت کردن به معنای تنبیه نیست).

- کودکان با یکدیگر متفاوتند. سعی کنید بفهمید چه روشی برای کودک شما مناسب است. بدون توجه به خواست های فرزندتان از رفتار های تربیتی دیگران تقلید نکنید.

- برای کارهای مثبتی که انجام می دهد تایید تان را ابراز کنید.

- به او کمک کنید از اشتباهاتش درس بگیرد.

- بدون قید و شرط او را دوست بدارید و محبت کنید.

- ارزش عذرخواهی برای اشتباه مرتکب شده، همکاری، صبر، بخشش و احترام به دیگران را به او بیاموزید.

- انتظار نداشته باشید بی نقص عمل کنید، تربیت فرزند، کار دشواری است. بهداشت روانی همه کودکان حائز اهمیت است. بسیار ی از کودکان دچار مشکلات سلامت روان هستند. این مشکلات واقعی و دردناکند و ممکن است شدید باشند. با این حال مشکلات فوق قابل تشخیص و درمانند. توجه خانواده ها و عملکرد اجتماع به همراه هم می تواند به رفع این مشکلات کمک کند. 


جام جم آنلاین

روانپژوه

نظرات ()



با توهین و تحقیر ابراز وجود کن
نویسنده: فریده جلیلوند - شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱

 

 

باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان
می‌خورد بر بام خانه

 دکتر مجدالدین میرفخرایی

 

 

 

با توهین و تحقیر ابراز وجود کن 

. . .

 

3) توهین و تحقیرهای غیرکلامی
«ممکن است چوب و سنگ سر مرا بشکنند، اما کلمات هرگز به من آزار نمی‌رسانند». جمله ای است که بچه ها از مدت ها قبل برای کسانی که ناسزا می‌گویند ساخته اند. متأسفانه تا این زمان پاسخی به کسانی که به طور غیرمستقیم ما را تحقیر می کنند داده نشده است. با کسی که به ما بد نگاه می کند یا ژست می‌گیرد چه باید بکنیم. وقتی مخاطب شما بدون این که کلمه ای در تحقیر شما بگوید با رفتارش ما را تحقیر می‌کند به او چه جوابی می‌دهید؟
برخورد با توهین غیرکلامی بسیار دشوارتر است. زیرا این احتمال وجود دارد که شخص توهین کننده اصولاً متوجه رفتار توهین آمیزش نباشد. از آن گذشته نمی توانید مطمئن باشید که لزوماً از قصد و نیت شخص توهین کننده آگاه شده‌اید.
اگر مخاطب شما به طور مسلم می‌خواهد بدون ابراز کلمه‌ای شما را تحقیر کند, سعی کنید او را به شکلی مجبور کنید که به جای ژست از کلمات استفاده کند. می‌توانید به طرزی قاطعانه بگویید: «ممکن است لطفأ آن طرز نگاهت را برای من کلمه به کلمه ترجمه کنی؟ من نمی توانم به درستی منظور تو را درک کنم مگر این که مستقیماً نظرت را با من در میان بگذاری». در این لحظه منتظر یک تحقیر کلامی باشید و با توجه به آنچه لحظاتی قبل خواندید نسبت به آن واکنش نشان دهید.
تحقیر غیر جرأت آمیز و غیرکلامی از همه صراحت کم‌تری دارد. بعید است وقتی کسی پرخاشگرانه مشت خود را به سمت صورت شما پرتاب می‌کند ندانید که او قصد توهین به شما را دارد. البته ممکن است کسی که به طور غیرمستقیم و بدون کلام به شما توهین می کند این کار را از روی عادت انجام دهد. همه‌ی ما در مواردی به جای کلام از رفتارهایی استفاده می کنیم. گرچه نمی‌توانیم همه‌ی پیام های غیرکلامی را از بین ببریم، بهتر است تا حد امکان آن ها را به کلمات تبدیل کنیم زیرا این امکان وجود دارد که رفتار مخاطب خود را به اشتباه تفسیر کرده باشیم.
فرض کنید از فروشگاهی خرید کرده‌اید و حالا کنار صندوق پرداخت ایستاده‌اید. صندوق دار نگاه ناخوشایندی به شما می‌اندازد و آهی از روی عصبانیت می‌کشد. شما می‌خواهید این رفتار او را شخصی تلقی نکنید. ممکن است با خود بگویید که صندوق دار روز دشواری را پشت سر گذاشته است. اما اگر از این طرز رفتار او ناراضی هستید چرا مستقیماً با آن برخورد نکنید؟ از او بخواهید که توضیح دهد. به او بگویید «من حالت شما را درک نکردم». یا «نمی‌دانم چه منظوری دارید؟» یا «آیا من کاری کردم که شما از آن خوشتان نیامد؟» با این رفتار واکنش غیرکلامی را به جوابی آشکار تبدیل می کنید.
اگر رفتار شما کسی را ناراحت کرده است حق دارید و شایسته است که از این رفتار خود آگاه شوید. واکنش بعدی شما بستگی به جواب مخاطب شما دارد. اما به نظر ما بهتر این است که بگویید درک ژست مخاطب شما دشوار است.
 
4) توهین و تحقیر خود
اختلافات از نوعی که به آن اشاره کردیم تنها نیمی از تصویر است. اختلاف و تضاد درونی نیز می‌تواند به تحقیر کردن شما بینجامد. در این شرایط کسی که توهین می کند خود شما هستید. درواقع تحقیر شدن می‌تواند منشأ بیرونی یا درونی داشته باشد. اما راه حل برخورد با هردو این ها ساده است. ابراز وجود کنید.
ممکن است در درون خود در قبال خود یا دیگران رفتاری غیر جرأت‌آمیز یا پرخاشگرانه داشته باشید. مواظب برخوردی که با خود می کنید باشید. سعی کنید از رفتار تحقیرآمیز درون خود فرار نکنید. اما رفتار به شدت خشم برانگیز درقبال خود را نیز توصیه نمی‌کنیم. به جای هردو راهی اعتدالی در پیش بگیرید. رفتاری توأم با ابراز وجود داشته باشید. صادق و آشکار باشید و مستقیماً با خود روبرو شوید. نه از رفتار تحقیرآمیز خود فرار کنید و نه درصدد برخورد توهین آمیز با آن برآیید.
 
خلاصه
کسی از توهین و سرزنش شدن خوشش نمی‌آید. اگر از خود یا دیگران توضیحات بیش تری بخواهید اغلب مشکل برطرف می شود. 
البته رنجش به دل راه ندادن و پس‌نشینی نکردن در مواقعی دشوار است اما برقراری ارتباط صادقانه تلاشی است که فایده‌ی آن از زحمتش بیش‌تر است.
ناراحتی ناشی از تحقیر با ابراز وجود کردن از بین می‌رود. همان طور که گفتیم مصرانه از خود یا از دیگران بخواهید که نظر خود را توضیح دهند. احساسات خود را بیان کنید و درباره خود و روابطی که با دیگران دارید اطلاعات تازه‌ای به دست آورید. 
 

روانپژوه

منبع : سایت نشریه روانشناسی و جامعه

نویسنده: دکتر رابرت البرتی ؛ دکتر مایکل امونز
مترجم: مهدی قرچه داغ
 

نظرات ()



با توهین و تحقیر ابراز وجود کن قسمت اول
نویسنده: فریده جلیلوند - دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱

 

 


تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدین سان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب

 

محمد علی بهمنی

 

 

 

با توهین و تحقیر ابراز وجود کن

 

«کسی که برای خود احترام قایل است از گزند دیگران در امان است، او کتی را بر تن دارد که کسی را یارای پاره کردن آن نیست».
 
آیا به خاطر دارید زمانی را که از سوی دیگران توهین و تحقیر شدید؟ احساس توهین و تحقیر شدن می تواند از یک نگاه، یا یک گفته یا از یک شانه بالا انداختن ناشی شود. ممکن است تحت تأثیر سخن کسی احساس بی ارزش بودن بکنید.
گیج می شوید و به جای آن که روحیه‌ی خود را بهتر کنید به تدریج روحیه‌ی خود را می‌بازید و احساس حقارت می‌کنید. توهین و تحقیر کردن، ابری تیره و سردرگمی ایجاد می‌کند و چه بسا که سال ها در شما باقی بماند. 
ممکن است بگویید «مسلماً توهین و تحقیر کردن‌های متعددی وجود دارد. علتش این است که می‌توان از امور مختلف انتقاد کرد» بله شاید این طور باشد. اشخاص از حالت نگاه‌ها، طرز لباس پوشیدن، طرز زندگی، از آداب و اخلاق، از عملکرد و از طرز سخن, ابرو در هم می‌کشند. به آسانی و به شیوه های مختلف می‌توان به دیگران گفت که آن ها مشکلاتی دارند، که آن ها خوب نیستند.
اغلب ما تحت تأثیر توهین و تحقیرهای دیگران خودبه‌خود در مقام توهین و تحقیر خویشتن برمی‌آییم و این بر ابعاد گرفتاری می‌افزاید. اگر در جنگلی به تنهایی به سر می‌بردید و هنگام صرف غذا برحسب اتفاق ساندویچ شما به زمین می‌افتاد چه می‌کردید؟ به احتمال زیاد در مقام توهین و تحقیر و سرزنش خویشتن حرف می‌زدید.
در ادامه مطلب به انواع رفتارهای تحقیرآمیز اشاره می کنیم و راه حل هایی برای هرکدام ارائه می‌دهیم: توهین و تحقیرهای کلامی مستقیم، توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم و توهین و تحقیرهای غیرکلامی و بالاخره توهین و تحقیر کردن خویشتن. 
 
1) توهین و تحقیر کلامی مستقیم
این رفتاری کاملاً مشخص است. خیلی ساده، کسی با کلام، شما را توهین و تحقیر می‌کند. برای مثال فرض کنید از آسانسوری بیرون آمده‌اید و برحسب اتفاق به کسی که منتظر سوار شدن در آسانسور بوده تنه می‌زنید. شخص مزبور بی درنگ به روش خصمانه واکنش نشان می دهد: «آه لعنتی، چرا مواظب نیستی، بی شعور، ممکن بود به من آسیب بزنی». محتوای گفته ی او کاملاً مشخص است. چگونه باید نسبت به این واکنش تند جواب بدهید؟
آنچه هم اکنون می‌خوانید مراحلی است که به اعتقاد ما برای برخورد با توهین و تحقیرهای کلامی مستقیم مؤثر هستند.
بگذارید که شخص مخاطب شما، خشمش را تخلیه کند و کمی آرام بگیرد.
اگر اشتباهی از شما سر زده، حتی اگر مخاطب شما به شما توهین کرده باشد، آن را اذعان کنید.
در برابر طرز برخورد او ابراز وجود کنید.
با یک یا چند جمله کوتاه و خلاصه برخورد را به پایان برسانید.
اگر قصد و نیت طرف مقابل شما روشن باشد،‌ این اقدامات به از میان برداشتن تحقیرها کمک می کند.
در ماجرای آسانسور که برایتان نقل کردم می توانید با کمی حوصله اجازه بدهید که شخصی که با او برخورد کرده‌اید خشم خود را تخلیه کند و به آرامش نسبی برسد. وقتی تندی کلام او کاهش می‌پذیرد به او بگویید: «از این که با شما برخورد کردم عذرخواهی می کنم. تصادفی بود. مسلماً شما ناراحت هستید و حق هم با شماست اما من مایل نیستم که حرف‌های تند و ناسزا بشنوم. می توانم بدون توهین هم گفته‌های شما را بشنوم». این صرفاً،. یک مثال درباره ی مراحلی است که در بالا به آن اشاره کردیم. 
 
2) توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم
به مثالی درباره رابطه‌ی شما و رئیستان اشاره می کنیم: «کارت دیروز عالی بود، اشتباهات دستوری در گزارش, آن را خودمانی کرده بود. درباره این سخن به همسرتان چه می‌گویید؟ : «وقتی این لباس را می‌پوشی جالب می‌شوی. لباس‌های قدیمی به تو خیلی می‌آیند». چه می‌کنید؟ آیا گیج می‌شوید؟ معنای در پس پرده این اظهار نظرها کدام است؟
توهین و تحقیرهای کلامی غیرمستقیم درواقع پرخاش غیرمستقیم هستند. استانلی فلپس و نانسی آستین در کتاب «زن قاطع» رفتار پرخاشگرانه غیرمستقیم را این گونه توضیح می‌دهند: «… زن برای رسیدن به هدف خود ممکن است به خدعه و نیرنگ و ترفند جویی روی آورد». به اعتقاد آن ها اشخاص تحت تأثیر این طرز برخوردها گیج و مبهوت می‌شوند و احساس می‌کنند که مورد سلطه‌جویی قرار گرفته‌اند. رفتار پرخاشگرانه غیرمستقیم در واقع یک حمله پنهانی است. آستین و فلپس این طرز برخورد را «گرگ در لباس میش» توصیف کرده اند.
برای رو به رو شدن با توهین و تحقیرهای غیرمستقیم قبل از هرکار سعی کنید اطلاعات بیش‌تری به دست آورید، در هریک از مثال‌های فوق می‌توانید بپرسید: «منظورتان چیست؟» یا «چه می گویید؟» با جوابی که می‌گیرید از نیت شخص رودرروی خود مطلع می‌شوید. شاید شما حرف او را به درستی درک نکرده‌اید.
واکنش بعدی شما به جواب طرف مقابل بستگی دارد. اما بخشی از هدف شما این است که به مخاطب خود بیاموزید به روش دیگری با شما حرف بزند. اگر رئیستان در برابر پرسش شما جواب دهد: «به نظر من کارت را خیلی خوب انجام دادی» می توانید به او بگویید: «متشکرم اما من کمی گیج شدم. اگر واقعاً از اشتباهات دستور زبان من ناراحت هستید، دلم می خواهد که مستقیماً این مطلب را بیان کنید. درست نفهمیدم که پروژه‌ی من خوب بود یا نه». با این سیاست شما به رئیستان می آموزید که با شما رک و صریح حرف بزند.
در روابط میان زن و شوهر گاه سر به سر گذاشتن حساب شده می‌تواند نمک بزرگی باشد. اما در بسیاری از مواقع خصومت‌های واقع در پس پرده به شکل سربه سر گذاشتن ظاهر می شوند. ممکن است همسرتان با شما شوخی کند اما برای این کار روش‌های بهتری وجود دارد.
اما اگر همسرتان در مقام شوخی نباشد چه می‌کنید؟ فرض کنید واکنش بعدی رئیس شما حالتی پرخاشگرانه‌تر داشته باشد. هر توهین و تحقیر کلامی غیرمستقیم می تواند به یک توهین و تحقیر کلامی مستقیم تبدیل شود. وقتی از مخاطب خود توضیحات بیش‌تری می‌خواهید واکنش او می‌تواند بدتر شود. توصیه ما این است که ابراز وجود کنید و مراحلی را که در زمینه‌ی برخورد با تحقیرهای کلامی مستقیم گفتم مورد استفاده قرار دهید. باید آمادگی داشته باشید که اگر مخاطب شما در جواب به سئوال شما تحقیر کننده تر حرف زد قاطعانه تر برخورد کنید.
از سوی دیگر وقتی توضیح می‌خواهید ممکن است اطلاعات ذی قیمتی از مخاطب خود درباره ی رفتار خویش به دست آورید. به یاد داشته باشید که یکی از هدف های عمده رفتار توأم با ابراز وجود این است که هر دو طرف بتوانند نظرات خود را آشکارا و صادقانه بیان کنند. برای اغلب ما انجام این کار دشوار است و به همین دلیل است که اغلب تفسیر و تعبیر خود را استتار می کنیم و آن را به گونه ای غیرمستقیم و توهین‌آمیز ارائه می دهیم. 
 

. . .

 

منبع : سایت نشریه روانشناسی و جامعه

نویسندگان : دکتر رابرت البرتی -  دکتر مایکل امونز

مترجم  : مهدی قرچه داغی

روانپژوه

نظرات ()



نوروز مبارک
نویسنده: فریده جلیلوند - یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠
 
 
 
 

 

 


سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سر مستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه

 

 

. . .

نظرات ()



شاید وقتی دیگر
نویسنده: فریده جلیلوند - شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠

 

 

 

خسته ام


از زندگی  ، از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

تن خسته ، سوی خانه ، دل خسته می کشم
وایا ! از این حصار دل آزار خسته ام

دلگیرم از خموشی تقویم روی میز
از دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

از او که گفت " یار تو هستم " ولی نبود
از خود که زخم خورده ام از یار  خسته ام

با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خسته ام


محمد علی بهمنی

 

با امتنان از همراهان مهربان

نظرات ()



صفات ثانویه جنسی، نوجوانان را می‌ترساند
نویسنده: فریده جلیلوند - پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠

 

 

خورشیدم بتاب

تا در پناه گرمی ات

تحمل سرما آسان شود

 

نوجوانی؛ دوران ترس‌های نو

 دکتر مهدی تیموری

 


بلوغ به معنای رسیدن و کامل شدن است و در اصطلاح به مرحله‌ای از رشد و تکامل در مسیر زندگی هر فرد اطلاق می‌شود که به تغییرات خاص جسمانی و توانایی باروری جنسی منجر می‌شود. سن رسیدن به بلوغ متفاوت است.

متخصصان اطفال آمریکا نوعی طبقه‌بندی کلی را مطرح می‌کنند که برای ادامه مباحث ما در رابطه با دوره نوجوانی مفید است. به این صورت که به سنین10 سالگی تا 14 سالگی در دخترها و به سنین 12 تا 15 سالگی در پسرها اوایل نوجوانی می‌گویند و به دو سال پس از آن اواسط نوجوانی اطلاق می‌کنند و ادامه این سنین تا زمان
شروع بزرگسالی را اواخر نوجوانی می‌گویند.

این تفاوت‌ها در سن بلوغ به همان اندازه که مربوط به خود فرد است، به مسایل اجتماعی هم مربوط می‌شود. در این دوران تغییر ظاهر نوجوان موجب بروز نگرانی‌هایی برای او می‌شود که بیشتر ممکن است به علت بروز صفات ثانویه جنسی باشد...


درمرحله بعد از بلوغ، صفات ثانویه جنسی کاملا ظاهر شده‌ و اعضای تناسلی و تولید مثل کامل می‌شود. تغییرات ناگهانی و سریعی که هنگام بلوغ اتفاق می‌افتد
موجب سراسیمه شدن، دستپاچگی و نگرانی نوجوانان می‌شود و در خیلی از موارد به بروز رفتارهای ناهنجار و غیر مطلوبی در آنان منجر می‌شود.

بلوغ، دوره منفی‌گرایی


‌نوجوان در اوایل بلوغ دچار منفی بافی می‌شود و نگرش و رفتاری منفی در
پیش می‌گیرد. جملاتی همچون «نه! خودم از پسش بر می‌آیم»، «به من نگویید چه کار بکنم و چه کار نکنم»، «کاری به کارم نداشته باشید» در این دوره به وفور شنیده می‌شود. این روش و کوشش جدیدی است تا نوجوان به والدین و اطرافیان خود بگوید و بفهماند که نوجوانان، افکار و رفتاری دارند که مربوط به خودشان است.

منفی بافی در واقع وسیله‌ای کلامی برای بیان خشم است چون در مراحل بلوغ (قبل از بلوغ، بلوغ جنسی و بعد از بلوغ) نوجوان با تغییرات و مشکلاتی مواجه می‌شود، باید والدین و یا آنان که به نوجوان نزدیک‌اند به آرامی و با توضیح کافی او را در جریان این تغییرات قرار دهند.

آغاز نوجوانی، شروع نگرانی‌ها


دوران بلوغ که با اوایل نوجوانی آغاز می‌شود، دوران دگرگونی‌های عظیمی‌‌ است. در این دوران نه تنها تغییرات جسمی‌‌مهمی‌‌در نوجوان پدید می‌آید بلکه دگرگونی‌های برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می‌شود. بیشتر والدین از آشفتگی دوران بلوغ آگاه‌اند و
دوران بلوغ را با احساساتی متناقض به خاطر می‌آورند. مانند بهترین زمان یا بدترین زمان، سن دانایی یا سن نادانی، بهار امید یا زمستان ناامیدی که این احساسات حاکی از فراز و نشیب‌های رفتاری و روانی یک نوجوان دارد. او گاهی شاداب، خوشحال، سرزنده و گاهی پژمرده، اندوهگین و ساکت است.



نگرانی تازه نوجوانان و جوانان به دلیل تشدید انگیزه‌های جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی، نسبت به امورجنسی حساس هستند. این حساسیت مفرط که
 با ترشح هورمون‌های جنسی توأم است تمایلات جنسی نوجوان را تشدید می‌کند که باید از طریق مشروع و قانونی با آن برخورد شود.

مهم‌ترین نگرانی‌های دوره اول بلوغ
عبارت‌اند از: نگرانی درباره عادی بودن، نگرانی درباره خصایص جنسی، نگرانی درباره قد، نگرانی درباره وزن، نگرانی درباره آلت تناسلی، نگرانی درباره خصایص ثانوی
جنسی (مثل رشد سینه در دختران، رشد ریش و سبیل در پسران) که در این زمینه والدین و مربیان با دادن آگاهی‌های مناسب باید منشأ این نگرانی‌ها را از نوجوان بزدایند

.
یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های نوجوانان، نگرانی از ظاهر خود است. تغییر در شکل بدن، رویش ناخواسته مو در برخی از نواحی بدن و جوش‌های صورت.

هیچ شکی نیست که نوجوانان وقت زیادی را در جلوی آینه می‌گذرانند. اگر نوجوانتان از آنچه در آینه می‌بیند ناراضی است که در واقع عده کمی‌ در این موقعیت راضی هستند، این مساله می‌تواند آسیبی به اعتماد بنفس او باشد. سعی کنید از تمسخر ظاهر نوجوانتان خودداری کنید حتی اگر قصد بدی نداشته باشید و به‌ صورت غیر جدی و ملایم آن را مطرح کرده باشید. همچنین تمسخر چیزی که موجب نگرانی نوجوانتان است، کاری خطاست حتی اگر آن مساله برایتان چیزی احمقانه و بی‌ارزش باشد. سعی‌کنید به نوجوانتان توضیح دهید که سایر افراد به ندرت متوجه جزییاتی می‌شوند که خودمان متوجه آنها هستیم. هر قدر نوجوانتان در مورد خود احساس مطلوب‌تری داشته باشد، اعتماد به نفس بیشتری خواهد داشت و توانایی بیشتری برای رویارویی با این مشکلات موقتی خواهد یافت.

 

منبع:روزنامه سلامت (کودکان و نوجوانان) شماره:202 شنبه چهارده دی هشتاد و هفت

روانپژوه

نظرات ()



دختران و پسران متفاوت یاد می گیرد
نویسنده: فریده جلیلوند - چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠

 

 

" تغییر ارزش ها بوجود اورنده امواجی هستند .

اما تو همیشه می خواهی این امواج را نادیده بگیری .

ذهن های نیمه منجمد نیاز به گرم شدن دارد   .

اما تو سردی می افرینی .

گفتم حقیقت ثابت می شود .

گفتی اسان نخواهد بود .

دردت را می شناسم و می توانم درمان کنم اگر تو بخواهی ."

 

 

 

دختران و پسران متفاوت یاد می گیرد


این باور غلط در ذهن خیلی از افراد شکل گرفته که یادگیری پسران بیش از دختران است و حتی گاهی خیلی از این افراد
معتقدند که استعداد و هوش پسران بیشتر است. اما تحقیقات چیز دیگری را می‌گوید و آن اینکه یادگیری مهارت ها و علوم در این دو جنس به گونه ای متفاوت اتفاق می‌افتد و در واقع دختران و پسران به طور متفاوت مهارت ها را یاد می‌گیرند و این صرفا به این معنی نیست که جنسیت پسر از نظر یادگیری و هوش برتر از جنس مونث است .

تفاوت‌های مغزی و عملکرد تحصیلی
بررسی‌ها نشان داد‌ه‌اند اغلب اشکالات و ناراحتی بچه‌ها در مدارس ناشی از بی‌تفاوتی و در نظر نگرفتن تفاوت‌های جنسیتی است. در عملکرد تحصیلی دو جنس، دخترها بیشتر درس می‌خوانند، نمرات بهتری هم می‌گیرند و در کلاس هم ساکت‌تر هستند.

از سوی دیگر پسرها نمرات بدتری می‌گیرند و بیشتر سر و صدا می‌کنند و حرف می‌زنند. بار دیگر این طبیعت کلی دو جنس مونث و مذکر است. پسرها تکانه‌ای‌تر هستند و دخترها ساکت‌تر، پسرها اصولا سرکلاس درس پر سر و صداتر هستند و دخترها ساکت‌تر.

دخترها ملاحظه‌کارتر هستند و پسرها پر سر و صداتر، پرخاشگرتر و رقابت‌آمیز. بخصوص هنگام بلوغ جنسی و در نوجوانی، دخترها
و پسرها سرکلاس درس بیشتر تحت‌تاثیر هورمون‌های خود با هم متفاوت می‌شوند.

وقتی به لحاظ عصب‌شناختی به تسلط دخترها در بعضی از جنبه‌های خواندن و نوشتن و به تسلط پسرها در برخی از جنبه‌های ریاضیات و علوم نگاه می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که مغز دخترها و پسرها حالت علمی دارد. با آن که تلاش شده است
نقطه ضعف دخترها در ریاضیات و علوم برطرف شود، هنوز در حد عالی می‌بینیم که پسرها در ریاضیات و فیزیک جلوتر از دخترها هستند.

تفاوت‌های رشدی و ساختاری

در اغلب موارد رشد زمانی مغز دخترها سریع‌تر از مغز پسرها رخ می دهد. دخترها یک سال زودتر از پسرها به مهارت‌های کلامی می‌رسند. به همین سبب است که در اغلب مواقع دختران پیش‌دبستانی سریع‌تر از پسرها خواندن را یاد می‌گیرند و فهرست لغات و کلماتی که می‌‌دانند در مقایسه با پسرها بیشتر است.

رشد مغز در نوزادان بیشتر در نیمکره سمت راست شروع می‌شود و بعد از آن به نیمکره چپ می‌رسد. در دخترها حرکت به سمت چپ مغز زودتر اتفاق می‌افتد.

دخترها در مقایسه با پسرها داده‌های اطلاعاتی حسی بیشتری را دریافت می‌کنند. دخترها در مجموع بهتر می‌شنوند، حس بویایی قوی‌تری دارند و به کمک سر انگشتان و پوست خود
اطلاعات بیشتری را دریافت می‌کنند.

دخترها از توانمندی کلامی بیشتری برخوردارند. از این‌رو در جریان فرآیند یادگیری می‌بینیم دخترها در حال یادگیری از کلمات استفاده می‌کنند، اما پسرها اغلب در سکوت درس می‌خوانند. پسرها در مجموع به مراتب کمتر حرف می‌زنند، حال آن که در میان دختران چنین چیزی نیست.

 پسرها و به طور کلی جنس مذکر در بخش‌هایی از مغز سمت راست خود با پیشرفت‌های بیشتری روبه‌رو می‌شوند. در نتیجه این رشد توانایی‌های فضایی مانند اندازه‌گیری، طراحی‌های مکانیکی و خواندن نقشه و جغرافی برای آنها ساده‌تر است.

منیع : سلامتیران

روانپژوه

نظرات ()



هیچ مادری کامل نیست
نویسنده: فریده جلیلوند - پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠

 

 


رنگی نیست خواب هایم
کیفیت ندارد
می پرم از خواب
با سوت بوق های هراسان
که می زند ساعت زردم
بی تعبیرم

در تنهایی ام
علامت های سوال
معرکه گرفته اند

. . .

مادر بزرگ سری بزن
به خواب هایم
رنگی نیست

هومن ربیعی

 

هیچ مادری کامل نیست

مادر ایده‌آل بودن آرزوی همه مادران است. تقریبا تمام مادران دنیا
و مخصوصا مادران ایرانی که عاطفی‌ترین و فداکارترین مادران هستند، دلشان می‌خواهد طوری مادری کنند که آب در دل فرزندشان تکان نخورد؛ اما کمتر مادری هست که با مهارت‌های علمی «مادر ایده‌آل بودن» آشنا باشد.

 با دکتر حسین ابراهیمی مقدم، روانشناس بالینی و مدرس دانشگاه تهران، در این مورد گفتگو کرده‌ایم.

 


سلامت: آقای دکتر، چندی پیش مادری به من گفت من فرزندانم را دوست دارم اما مادر بودن کار بسیار دشواری است. نظر شما چیست؟

 


مادر بودن لذت زیادی دارد اما در عین حال کار سختی است. هیچ مادری کامل نیست. همه ما اشتباه می‌کنیم. حتی مادرهای مهربانی
که عاشق فرزندان‌شان هستند هم گاهی کارهایی می‌کنند که از روی قصد و غرض نیست، مانند داد زدن سر بچه‌ها یا بی‌احترامی ‌به آنها.

توصیه من به آنها این است که اگر نمی‌توانید خودتان را کنترل کرده و بر اعصاب‌تان مسلط باشید، حتماً به مشاور مراجعه کنید تا به سوء رفتار با کودک‌تان دچار نشوید.

 


سلامت: گاهی اوقات مادران خیلی خسته می‌شوند. آیا این طبیعی است؟

 
بله، البته.همه والدین خسته می‌شوند.بچه‌ها وقت و انرژی زیادی از آنها می‌گیرند. این مساله وقتی در زندگی هم مشکل داشته باشید سخت‌تر می‌شود مانند نگرانی‌های کاری، نگرانی برای پرداخت قبوض، یا مشکل در روابط‌تان.

 


من همیشه به مادران می‌گویم برای اینکه مادر خوبی باشید، باید مراقب خودتان هم باشید و برای حل مشکلات‌تان کمک بگیرید.

 


سلامت: یعنی مثلا وقتی خسته می‌شوند، چه کار کنند؟

 
کمی‌استراحت کنید. همه آدم‌ها به استراحت و آسودگی نیاز دارند. به چنین مادرانی می‌شود گفت که شما می‌توانید از همسرتان بخواهید که مراقب بچه‌ها باشد و خودتان به دیدن دوستان و آشنایان بروید و دفعه بعد نوبت به همسرتان می‌رسد که به استراحت بپردازد. اگر با بچه‌ها تنها هستید و با همسرتان زندگی نمی‌کنید، می‌توانید از اقوام خود بخواهید که گاهی از بچه‌ها نگهداری کنند.

 


سلامت: گاهی مادران از کوره در می‌روند و خیلی عصبانی می‌شوند. آیا به این معنی است که مادر خوبی نیستند؟

 
نه، به هیچ‌وجه این‌طور نیست.خیلی از مادران در برخورد با فرزندان‌شان از کوره در می‌روند. عصبانی شدن، مساله‌ای کاملا طبیعی است اما درست نیست که آن را سر بچه‌ها خالی کنند.

وقتی عصبانی هستید، کمی‌ استراحت کنید بچه‌ها را به پارک ببرید یا از یک دوست بخواهید که برای کمک شما بیاید.
اگر هر روز از بچه‌ها عصبانی می‌شوید و نمی‌توانید عصبانیت‌تان را کنترل کنید، کمک بخواهید. می‌توانید با پزشک خانوادگی‌تان مشورت کنید.

 


سلامت: آیا تنبیه جسمی‌ بچه‌ها درست است؟

 


تنبیه جسمی، بهترین راه تربیت بچه‌ها نیست. هدف از تربیت بچه‌ها،
آموزش آنها است.تنبیه کردن فقط به آنها یاد می‌دهد که به علت ترس، کاری را انجام ندهند.راه‌های بهتری هم برای تربیت بچه‌ها وجود دارد.

 


شما با این‌کار رفتار بد و ناخواسته‌ای را با رفتاری خوب و قابل قبول جایگزین می‌کنید.یک راه خوب برای تربیت بچه‌ها، راهنمایی دوباره
آنها است. برای مثال، اگر پرتاب کردن توپ داخل خانه درست نیست، کودک‌تان را بیرون از خانه ببرید و از او بخواهید آنجا توپ بازی کند.

 


من معمولا به مادران می‌گویم در برخورد با بچه‌های بزرگ‌تر، سعی کنید
به آنها عواقب کارشان را توضیح داده و از آنها بخواهید مسوولیت کارهایشان را بپذیرند. برای مثال، به پسرتان بگویید چون میز ناهار را
نچیده و باید می‌چیده، همه باید بیشتر منتظر شام بمانند و به او توضیح دهید که به علت این غفلت از کارش باید بعد از شام ظرف‌ها را بشوید.

سلامت: معیارهای مادر ایده‌آل از نظر شما چیست؟

 


برای تربیت و بزرگ کردن بچه‌ها راه خاصی وجود ندارد.
مادر کامل هم در هیچ کجای دنیا وجود ندارد اما نکاتی هست که با استفاده از آنها می‌توانید فرزندان‌تان را سالم و خوشبخت بار بیاورید.

 


-  عشق‌تان را به آنها نشان دهید. هر روز به کودکان‌تان بگویید که دوست‌شان دارید و برای شما مهم هستند.آنها را ببوسید و در آغوش بگیرید

- به حرف‌های بچه‌ها گوش دهید. وقتی به حرف‌های بچه‌ها گوش می‌دهید، به آنها نشان می‌دهید که آنها هم اهمیت دارند و به آنچه می‌گویند، علاقه‌مندید


- وقتی ترسیده‌اند، به آنها آرامش دهید و به آنها نشان دهید که مراقب‌شان هستید. یعنی به آنها احساس امنیت بدهید

 


-در زندگی‌شان نظم ایجاد کنید. برای غذا خوردن، خوابیدن، و بازی کردن برایشان برنامه بگذارید و اگر خواستید تغییری در برنامه آنها ایجاد کنید، آنها را از قبل در جریان بگذارید.

 


- فرزندان‌تان را تحسین کنید. وقتی بچه‌ها چیز تازه‌ای یاد می‌گیرند یا رفتار خوبی از خود نشان می‌دهند، بگویید که به آنها افتخار می‌کنید.

 


- رفتار را نقد کنید، نه کودک‌تان را. وقتی فرزندتان کار اشتباهی انجام می‌دهد، به آنها نگویید که چه‌قدر بد هستند، درعوض بگویید که رفتارشان درست نبوده است. برای مثال، به فرزندتان بگویید که «دویدن در خیابان بدون اینکه مراقب آمدن ماشین‌ها باشد، کار درستی نیست» و بعد به او بگویید که به جای این رفتار چه رفتاری باید داشته باشد:«اول به هر دو جهت آمدن ماشین‌ها نگاه کن و بعد از خیابان رد شو.»

 


- قوانینی ثابت و استوار داشته باشید. لزومی‌ندارد که قانون‌ها و مقررات شما به طور دقیق مثل قوانین مادرهای دیگر باشد اما باید قوانینی استوار و ثابت باشند (یعنی قوانین همیشه یکجور باشد). پدر و مادرباید قوانینی یکسان با هم داشته باشند.به پرستارهای بچه و اقوام نزدیکی که از فرزندتان نگهداری می‌کنند نیز این قوانین را گوشزد کنید.


-برای کودکان‌تان وقت بگذرانید. کارهایی مانند کتاب خواندن، پیاده روی، بازی کردن و تمیز کردن خانه را به اتفاق بچه‌ها انجام دهید.آنچه بچه‌ها می‌خواهند، توجه شماست. رفتار بد هم اغلب راهی برای جلب توجه شماست.


 

روانپژوه

 

نظرات ()



بیان فکر بدون خشونت و پرخاشگری به کودکان
نویسنده: فریده جلیلوند - جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠

 

 

 

 

دشت دل بارانی

باغ گل نارنجی

رنگ خوابم ابی

سپیده دمید     بیا پر بزنیم

فریده

 

 

آموزش بیان فکر بدون خشونت و پرخاشگری به کودکان 

 
بسیاری از پدر و مادرها زمانی که فرزندان شان با خواسته های آنها مخالفت می کنند و دست به خشونت و پرخاشگری می زنند بی نهایت می رنجند و دچار احساس ناامیدی و یأس می شوند. پرسش این است که چگونه می توان روش های مشارکت، همکاری و حل اختلاف را به کودکان و نوجوانان آموخت؟
 
اگر هدف والدین آن است که فرزندان شان دست از دعوا و کشمکش بردارند، باید به آنها شیوه ها و مهارت های جدید حل اختلاف را بیاموزند تا بتوانند در صورت لزوم با به کار بستن این روش ها، مسائل و اختلاف هایشان را حل کنند. کودکان و نوجوانان برای ورود به اجتماع و آغاز زندگی جمعی خود به دانستن روش های متعارف و پذیرفته شده یی برای گفت وگو و حل مسائل شان نیاز دارند تا بتوانند بدون خشونت و پرخاشگری، افکار و عقاید خود را بیان کنند و ازآن نتیجه یی درست و منطقی بگیرند. آنها همچنین باید بتوانند در غیاب والدین و بزرگ ترهایشان، رفتاری مسوولانه، مستقلانه و اجتماع پسند داشته باشند.
 
یافته های مختلف نشان می دهد میزان توانایی کودکان در پذیرش اصول قراردادی اجتماع، ارتباط مستقیمی با تجربه های اولیه کودک
و شیوه نگرش او به شرایط مختلف زندگی دارد. کودکی که بتواند به چند راه حل برای رفع مشکلش فکر کند، به طور حتم نسبت به کودکی که تنها به یک راه حل فکر می کند، رفتارهای اجتماعی قابل قبول تری از خود نشان خواهد داد. در اینجا به مراحل کلی آموزش مهارت های حل اختلاف به کودکان اشاره می کنیم. 
 
درک احساس ها و هیجان ها
 
خوب است پدر و مادر درباره تمامی احساس ها و هیجان های مختلف با فرزندشان صحبت کنند و علائم و نشانگان آنها را به او یاد بدهند. برای مثال «خنده و نشاط او ناشی از احساس شادی است یا گریه او نشانه ناراحتی و درد اوست یا خشم او نشانه ناکامی او در رسیدن به خواسته اش است.» سپس به او بیاموزند زمانی که از مساله یی احساس افسردگی یا ناراحتی می کند، ابتدا بکوشد علت اصلی آن را پیدا کند. برای مثال ازخودش بپرسد؛ «چه اتفاقی موجب ناراحتی من شده است؟» او باید سعی کند بدون هیچ گونه قضاوت و پیشداوری و در کمال آرامش پاسخ این پرسش را پیدا کند. 
 
تمرکز بر نوع احساس خود
 
کودکان همیشه همه چیز را از دید خودشان می نگرند. آنها ممکن است کاملاً نسبت به رفتارهایشان و تاثیری که بر دیگران می گذارند، بی تفاوت باشند. ولی زمانی که خواسته ها و نیازهای آنها با خواسته ها و نیازهای کودکان دیگر تداخل پیدا می کند، برای اینکه بتوانند احساس های آنها را هم در نظر بگیرند، باید رفتارهای منصفانه و همدلانه را به آنها آموخت تا بتوانند در شرایط مختلف خودشان را جای دیگران قرار دهند. 
 
هدف یابی
 
هنگامی که کودک بتواند مشکلش را درست تشخیص دهد، بهتر می تواند راه حل آن را پیدا کند. زمانی که پدر و مادر شاهد دعوا و کشمکش دو فرزندشان با یکدیگر هستند، خوب است به آن دو کمک کنند تا با شناخت علت اصلی اختلاف شان، با استفاده از روش های مسالمت آمیز گفت وگو و صحبت، درصدد حل و رفع آن برآیند. برای مثال از آن دو بخواهند درباره احساس خود و احساس دیگری صحبت کنند. زمانی که توانستند یکدیگر را درک کنند، آنگاه فکر کنند چه راه حلی برگزینند که هر دو راضی و خرسند باشند. 
 
بررسی راه حل های جایگزین 
 
برای اینکه به کودکان کمک کنید تا مشکل شان را خود حل کنند، ابتدا باید یاد بگیرند خوب به آن فکر کنند. پدر یا مادر می تواند در این شرایط نقش تخته سیاه را بازی کند یعنی می تواند زمانی که بچه ها راه حلی پیشنهاد می کنند، گفته و نظر آنها را بلند برایشان تکرار کند و بپرسد که آیا راه حل دیگری می توانند پیدا کنند یا خیر؟ 
 
کنترل احساس و هیجان
 
از آنجایی که بیشتر کودکان ممکن است فکر کنند ایده و راه حل خوبی ندارند، بزرگ ترها می توانند به آنها کمک کنند. اگر کودکی به یافتن راه حل جدیدی نیاز دارد، پیشنهاد کنید در فرصت بهتری درباره اش فکر کند. 
 
بررسی و ارزیابی پیامدها
 
پس از آنکه بچه ها تمام نظرها و ایده هایشان را مطرح کردند، خوب است نتایج و پیامدهای تصمیم هایشان را یکی یکی بررسی کنیم. از آنها بپرسید؛ «اگر تو این کار را انجام دهی، چه اتفاقی می افتد؟» یا «اگر تو این کار را انجام دهی، دوستت چه احساسی خواهد داشت؟» 
 
قضاوت بدون رفتارهای هیجانی
 
بدیهی است بزرگ ترها همیشه در کنار کودکان نیستند تا به آنها بگویند چه رفتاری داشته باشند و چه کار کنند یا حتی راه حل دیگری به آنها پیشنهاد کنند. به همین دلیل بهتر است والدین و مراقبان، کودکان را تشویق کنند تا خودشان راه حل ها و نظرهای خودشان را بررسی و ارزیابی کنند و دریابند که کدام قابل قبول و کدام غیرقابل قبول است. 
 
تصمیم گیری
 
هنگامی که کودکان خوب درباره ایده ها و راه حل های پیشنهادی شان فکر کردند، باید بهترین راه حل را برگزینند و با احترام گذاشتن به رای یکدیگر آن را بپذیرند.
 
فرآیند آموزش حل مساله و اختلاف بین کودکان ممکن است خسته کننده به نظر بیاید و والدین ترجیح دهند خودشان به جای کودکان شان تصمیم بگیرند اما باید بدانند روش آنها کودکان را تشویق به فکر کردن و یافتن راه حل نمی کند. کودکان باید خود یاد بگیرند که در شرایط مختلف چگونه اختلاف هایشان را با استفاده از روش های مسالمت آمیز حل کنند
 
 

 

نگارش : ماندانا سلحشور   
روزنامه اعتماد 3 اردیبهشت 1388

روانپژوه

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »