ماهی رنگی
پولک هایت سفید ، زرد ، نارنجی
در اسمان رویا چه می کنی؟
ماهی رنگی
پولک هایت سفید ، زرد ، نارنجی
در اسمان رویا چه می کنی؟
آن شب که آسمان دلم بی ستاره بود
صد خاطره از دفتر دل پاره پاره بود
من بودم و تو بودی و یک آسمان امید
کشتی شکسته ای ز غمت بر کناره بود
فرزاد

بیان احساسات
اگر چیزی در ذهن دارید، کاملاً طبیعی است که آنرا بر زبان بیاورید، هر زمان که خواستید می توانید "نه" بگویید، و برای خود مرز و محدوده تعریف کنید و به فرد مقابل صادقانه بگویید که چه فکر می کنید و چه احساسی دارید. شاید این امر کار ساده ای نباشد چرا که ممکن است توانایی خود را در تشخیص احساسات واقعیتان از دست بدهید و یا شاید شجاعت بیان چیزی را که در درونتان می گذرد نداشته باشید، زیرا همواره از کودکی به شما آموزش داده اند که شاید واقعاً چنین احساسی نداشته باشید
و اکثراً در یک چنین مواقعی شما را تصحیح کرده باشند؛ اما بیان احساس مقوله ای است که با کمی تمرین می توانید آنرا یاد بگیرید. بیان احساس از زمانی آغاز می شود که شما احساس کنید در درونتان احساسات و عواطفی وجود دارد که درست و یا نادرست هستند. در چنین حالتی با استفاده از لغات می توانید ارتباط برقرار کرده و احساساتتان را با دیگران در میان بگذارید.
شاید صداقت در احساسات قدری ترسناک باشد. ممکن است با انجام این کار به احساسات طرف مقابل لطمه وارد کنید و یا خودتان را در معرض آسیب پذیری قرار دهید. همه افرادی که اطراف شما هستند، انسان های خوبی به شمار نمی روند. آنها هم راههایی را یاد گرفته اند که به واسطه آن می توانند نارضایتی خود را نشان دهند از جمله:
آه حسرت کشیدن، اخم کردن و فریاد کشیدن در مورد یک موضوع دیگر، و یا حمله ور شدن به طرف مقابل. شما می توانید آنها را تشویق کنید که به حرف هایتان گوش بدهند و به آنها بفهمانید حرف هایی که می زنید فقط اطلاعاتی است که در مورد خودتان به آنها می دهید و لازم نیست که حتماً با آن موارد موافق باشند و یا چیزی را تغییر بدهند و درست کنند. تنها خواسته تان این است که سعی کنند تا شما را بهتر بشناسند، و متوجه شوند که چه چیزی در درونتان می گذرد.
بیشتر افراد تصور می کنند، زمانی که ریسک پذیر شده و احساسات واقعی خود را بیان می کنند، به طرف مقابل نزدیک تر شده و دیگر لازم نمی بینند که آن کمال ابتدایی را همچنان ثابت نگه دارند. ما هر چقدر بیشتر صداقت احساسی را تجربه کنیم، بیشتر پذیرش فردی، عشق و احترام دو جانبه را تجربه خواهیم کرد. به سرعت متوجه خواهید شد که صداقت احساسی دو رویکرد مختلف را در بر می گیرد: علاوه بر اینکه می گویید چه احساسی دارید، متوجه خواهید شد که دیگران هم دارای احساسات و عواطف مخصوص به خودشان هستند و شما باید بدون پیش داوری، انتقاد و یا قصد تغییر آنها، به حرف هایشان گوش دهید
. . .
روانپژوه
راضیه مخبریان نژاد
هم پای قصه ها
هم صدای رویا
نقش بر اب م
فریده
از تمام رمز و راز های عشق
جز همین سه حرف
جز همین سه حرف ساده ی میان تهی
چیز دیگری سرم نمی شود
من سرم نمی شود
...ولی....
راستی
دلم که می شود
قیصر امین پور

دلبستگی
یکی از مهمترین ویژگی های انسان توانایی در شکل دادن به روابط بین فردی و حفظ آن است . این روابط که برای هر یک از ما جهت حفظ بقاء، تولید مثل، عشق، شغل و... کاملاً ضروری است ، شکل های مختلفی به خود می گیرد؛ اما رضایت بخش ترین این روابط با خانواده، دوستان و نزدیکان صورت می گیرد؛ این چرخه روانی– عاطفی روابط، از طریق یک پیوند عاطفی اتفاق می افتد که به آن «دلبستگی» می گویند
دلبستگی دارای اشکال مختلفی بین انسان ها می باشد، مانند دلبستگی بین معلم و شاگرد، استاد و دانشجو، بستگان و عشاق
منظور از دلبستگی در این بحث و در روان شناسی رشد به پیوند هیجانی کودک و مراقبش اطلاق می گردد
برخی محققین روان شناسی رشد معتقدند دلبسته شدن کودک به مادرش در نخستین سال زندگی، مبنای محکمی برای رشد بعدی او فراهم می آورد . جان بالبی، که در زمینه دلبستگی تحقیقات بسیاری انجام داده است ، معتقد است کودک و مادر به صورت غریزی به هم دیگر وابستگی پیدا می کنند . به اعتقاد وی کودک با غان و غون کردن، لبخند زدن و سینه خیز رفتن سعی می کند مادر را نزدیک خودش نگه دارد. به این صورت کودکان به خصوص در شش ماه دوم زندگی نشانه هائی از دلبستگی را به افرادی خاص نشان می دهند
شخصی که کودک به او دلبسته می شود، "تکیه گاه دلبستگی" نامیده می شود
دلبستگی از طریق حفظ نزدیکی نوزاد به مادر، سلامتی و امنیت و بقای وی را تضمین می کند. به همین دلیل است که "بالبی" پیوند دلبستگی را در کودک انسان یک نیاز اولیه اساسی می داند . به-عبارت دیگر همه انسان ها تحت تأثیر پیوندهای دلبستگی اولیه خود قرار دارند اما اینکه این تأثیرات مثبت یا منفی، سالم یا بیماری زا باشند، به کیفیت پیوند دلبستگی بستگی دارد
بالبی تصریح می کند که یک پیوند دلبستگی اختصاصی و قطع نشده با یک شخص خاص، لازمه ی تحول سالم و غیر مرضی فرد است و تجربه ایمنی در کودک پایه و زیربنای کنش وری سالم روانی و ذهنی است. از سوی دیگر یک رابطه ی دلبستگی ناایمن ، نهایتاً منجر به شخصیتی می شود که مشخصه آن بی اعتمادی، شکنندگی و مشکلاتی در زمینه های مربوط به همدردی با دیگران، حساسیت، خشنودی و ارضاء هیجانی در روابط عاطفی نزدیک می باشد
بالبی، معتقد است شیوه-های مختلف کنش متقابل بین کودک و مراقبانش باعث شکل گیری سه سبک دلبستگی ایمن، ناایمن اجتنابی و ناایمن اضطرابی- دوسوگرا می شود
بنابر نظریههای روانکاوی و کردارشناسی، احساس درونی محبت و ایمنی که از رابطه دلبستگی سالم حاصل میشود، به تمام جنبههای رشد روانی کمک میکند . بررسی طولی گستردهای هماهنگ با این دیدگاه، معلوم کرد افرادی که در کودکی دلبسته ایمن بودند، توسط معلمان پیش دبستانی خود، از لحاظ اعتماد به نفس، شایستگی اجتماعی، یاریگر و محبوب بودن، عالی ارزیابی شدند
در مقابل، همسالان دلبسته اجتنابی آنها به صورت منزوی و آنهایی که دلبسته دوسوگرا بودند ، مخرب و دشوار ارزیابی شدند. بعد از اینکه این کودکان را دوباره در 11 سالگی در اردوی تابستانی بررسی کردند، معلوم شد آنهایی که در نوباوگی ایمن بودند، روابط مطلوبی با همسالان داشتند و مهارتهای اجتماعی آنها بهتر بود
نگارش فاطمه مهرداد
روانپژوه.