حرفی در دلم
مهری بر لبم
در پرواز
بسوی سرزمین ارام
فریده
حرفی در دلم
مهری بر لبم
در پرواز
بسوی سرزمین ارام
فریده
مرا نهراسان
که من بارها و هزاران بار
بیشاهد و شناسنامه
از شادیهای کوچکم جدا شدهام
که بارها و بارها بینام و نشان
اسناد تنهایی خویش را امضا کردهام

مدارس هنوز برنامهای برای غربالگری ناهنجاریهای قامتی ندارند
. . .
مربیان هم مقصرند به عقیده کارشناسان، نقش مربیان مدارس هم در دامن زدن به این اختلالات انکارناشدنی است. دکتر معروفی در این باره میگوید: متأسفانه مربیان ورزش تنها به دادن یکسری از ورزشهای کلیشهای به همه دانشآموزان بسنده میکنند درحالیکه ما تاکید میکنیم در این زمینه هم دانشآموزان در تمام مدارس باید توسط فیزیوتراپ غربالگری شوند و برای آنها ورزشهای خاص تجویز شود. دکتر رایگانی نیز با تاکید بر اینکه مربیان ورزش و بهداشت باید در شناسایی اختلالات ساختاری و قامتی با هم رابطه تنگاتنگ داشته باشند و این امری است که تا به حال به آن توجه نشده، معتقد است: متأسفانه زنگ ورزش مدارس تنها محدود به یک زمان مشخص است که همین امر در بهوجود آمدن ناهنجاریهای قامتی تاثیر زیادی دارد، درحالیکه بسته فعالیتهای ورزشی باید مناسب با وضعیت بدن هر کودک توسط مربی تهیه شود و در اختیار او قرار گیرد. به عقیده دکتر رایگانی، یک نکته را نباید فراموش کرد و آن این است که در بسیاری از موارد این خود دانشآموز است که به خاطر وضعیت نادرست نشستن، ایستادن و راهرفتن و همچنین عدماستقبال از ورزش مبتلا به ناهنجاریهای اسکلتی-عضلانی میشود. وی خاطرنشان میکند: حتی اگر همه استانداردها چه در مدارس و چه از سوی خانواده رعایت شود ولی به دانشآموزان از نظر رعایت وضعیت صحیح تحرک و سکون آموزش کافی داده نشود، نباید منتظر کم شدن آمار مبتلایان به ناهنجاریهای قامتی بود. چرا باید توجه کنیم؟ به گفته کارشناسان، اهمیت انحرافات ستون فقرات بهخصوص در دانشآموزان اولا به این دلیل است که درصورت بروز آنها نیاز بیشتری به عملکرد عضلات وجود دارد.در این شرایط به سیستم عصبی – عضلانی کار بیشتری تحمیل میشود و این سیستم کمکم رو به تحلیل میرود. دوم اینکه اعمال نابجای فشار باعث فرسایش مهرهها و لیگامانها شده و منجر به اختلال دیسک بینمهرهای میشود بهطوری که چنین فردی احتمالا در آینده دچار تنگی کانال نخاع و اختلالات حسی- حرکتی نیز خواهد شد. سومین و مهمترین مسئله این است که اگر قفسه سینه دچار فشار شود، حجم و فضای آن برای حمایت از قلب و ریه کم شده و همین باعث تغییر عملکرد قلبی – تنفسی میشود بهطوری که برونده قلبی تحتتأثیر قرار میگیرد. برای همین افرادی که انحرافات ستون فقرات دارند، ظرفیت انجام کوچکترین فعالیتی از جمله راه رفتن معمولی را ندارند .
گروه سلامت - سمیه شرافتی
همشهری انلاین = 21 شهریور 1388
دیروز را به فراموشی سپردم
امروز رابر بال پروانه می نهم
فردا را به دنبال قاصدک ها خواهم دوید
فریده
خلاصه بهاری دیگر
بی حضور تو
از راه می رسد
و آن چه که زیبا نیست
زندگی نیست
روزگار است
. . .

مدارس هنوز برنامهای برای غربالگری ناهنجاریهای قامتی ندارند
. . .
بیماران آینده «اختلالات ایجاد شده در دختران تا سن 16سالگی و در پسران تا سن 18سالگی دیگر قابل اصلاح شدن نیستند.» این تاکید متخصصان طب فیزیکی درحالی است که اختلالات قامتی، در بیشتر موارد توسط مربیان مدارس و حتی والدین کاملا نادیده گرفته میشوند و فرد را در آینده در معرض ناهنجاریهای جدیتری قرار میدهند. دکتر نادر معروفی، دکترای تخصصی فیزیوتراپی و عضو هیات علمی دانشگاه علومپزشکی ایران با اشاره به اینکه عدمرعایت استانداردهای لازم چه از نظر زمان بودن در مدرسه و چه از نظر تجهیزات باعث شده طیف وسیعی از دانشآموزان امروز بیمارانی باشند که در آینده به کلینیکهای فیزیوتراپی مراجعه میکنند، میگوید: بهطور کلی دوران رشد و بلوغ اسکلتی مهمترین مرحله شکلگیری قوسهای ستون فقرات است و تشکیل این قوسها هم بستگی به وضعیتهای افراد از قبیل نشستن، خوابیدن و راه رفتن دارد. این متخصص طب فیزیکی ، مطالعه زیاد در دانشآموزان که مجبورند ستون فقرات را مدت زیادی در یک حالت نگهدارند را نیز عامل مهمی در ایجاد ناهنجاریهای ستون فقرات میداند و خاطرنشان میکند: این حالت در مدرسه نمود بیشتری پیدا میکند چون با توجه به اینکه کودک مجبور است 4 تا 6 ساعت از وقت خود را در مدرسه بگذراند، آن هم بیشتر در شرایط بیتحرکی و نشسته در یک کلاس یک ساعت و نیمه، پس فرصتی برای بازسازی ستون فقرات باقی نمیماند. دکتر معروفی معتقد است از سوی دیگر، تکالیف حجیم دانشآموزان هم به این امر دامن میزند. وی میافزاید: سن رشد و توزیع متوسط قد اقتضا میکند وسایلی که در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد، مطابق با وضعیت دانشآموز باشد و این در حالی است که متأسفانه در مدارس ما همه نیمکتها به یک ارتفاع هستند و استانداردهای لازم از این نظر به هیچ وجه اجرا نمیشود.
گروه سلامت - سمیه شرافتی
همشهری انلاین = 21 شهریور 1388
هیچ در هیچ م
رنگ ام بزن
در قاب مهربانی بنشان
فریده
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم
قیصر امین پور

مدارس هنوز برنامهای برای غربالگری ناهنجاریهای قامتی ندارند
از آنجا که دانشآموزان در شرایط بلوغ اسکلتی هستند، متخصصان همواره بر انتخاب لوازم استاندارد تاکید داشتهاند
چرا که به گفته آنها تحمیل وزن سنگین و شرایط غیراستاندارد به بدن آنها، میتواند آسیبهای جدی را در ستون فقرات آنها بهدنبال داشته باشد.
این در حالی است که کارشناسان میگویند بهطور متوسط هر دانشآموز ایرانی در مقطع دبیرستان با یک یا 2 معضل مربوط به ساختار قامتی از جمله گودی کمر، افتادگی شانهها، پاهای پرانتزی شکل و انحنای غیرطبیعی ستون فقرات مواجه است .
اما این مسئله زمانی اهمیت خود را بیشتر نشان میدهد که بدانیم بیشتر این اختلالات با تحصیل و محیط مدرسه دانشآموزان مرتبط است و رعایت نکردن استانداردها در مکانی که دانشآموزان بیشترین وقت خود را در آن سپری میکنند، در ایجاد این اختلالات نقش غیرقابل انکاری دارند .
دکتر سید مسعود رایگانی، دانشیار طب فیزیکی و مدیر گروه طب فیزیکی و توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، با اشاره به اینکه خیلی از دانشآموزان مستعد ابتلا به ناهنجاریهای قامتی بوده و باید حتما شناسایی شوند، به همشهری میگوید: متأسفانه در مدارس ما هنوز برنامه ویژهای برای غربالگری این دانشآموزان درنظر گرفته نشده است درحالیکه اختلالات قامتی بسیار متنوع هستند .
توصیه این متخصص این است که قبل از شروع سنین مدرسه همه دانشآموزان از نظر ابتلا به این اختلالات شناسایی شوند .
استانداردسازی مطابق با علم ارگونومی «هنوز مطالعه جامعی در مورد اینکه مدارس چقدر در بروز اختلالات قامتی مؤثرند نشده ولی بهطور کلی چیزی حدود 20 تا 25 درصد دانشآموزان بهنحوی در اثر شرایط غیراستاندارد مبتلا به این اختلالات هستند.» دانشیار طب فیزیکی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی با اشاره به اینکه دردهای موضعی، اسپاسم و گرفتگی عضلات، اختلالات گردن و حتی اختلال سیستمهای داخلی بدن، افتادگی شانهها، گوژپشتی و گردبودن ناحیه پشت از جمله اختلالات شایع بین دانشآموزان هستند، توضیح میدهد: بهطور کلی همه مدارس باید در رابطه با استاندارد کردن محیط منطبق با علم ارگونومی باشند. ارگونومی یعنی سازگار کردن بشر با وسایل کار و تطبیق دادن این وسایل برای راحت استفاده شدن توسط بشر. دکتر رایگانی با این توضیح به استاندارد نبودن تجهیزات مدارس نیز اشاره میکند و معتقد است: البته به تازگی و برای منطبق شدن با این علم اقداماتی در دست انجام است ولی هنوز وضعیت تجهیزات مدارس با استانداردهای ارگونومی فاصله زیادی دارد . . . .
گروه سلامت - سمیه شرافتی
همشهری انلاین = 21 شهریور 1388
نارنجی ، زرد ، طلایی
گل افتاب گردان ام
فراموشی !
فریده
در این خیابان نمی گنجیم
نه حجم ما زیاد است
نه خیابان کوچک
تنها راه ماست
که جداست

روان شناسی گریه
دکتر غلامحسین معتمدی
روانپزشک
. . .
گریستن موجب تقویت روابط انسانی و بین فردی نیز می شود و به عنوان مکانیسمی مبتنی بر مبانی تکاملی در جهت نزدیک تر کردن افراد به یک دیگر عمل می کند. گریه اطلاعات قابل اعتنایی درباب نیازها ، تعلق های اجتماعی و سرسپردگی های میان افراد در اختیار ما قرار می دهد . گریستن تعلق ، دلبستگی و دوستی را افزایش می دهد و ارتقاء می بخشد . گریه عاطفی درمیان خانواده ، دوستان و اعضاء یک گروه درهنگام ماتم با تسلـی ، تسکین ونیاز به تعلق پاسخ داده می شود. اشک ها همزمان با تاری دید حالت دفاعی را زایل می کنند و گریستن علامت سرسپردگی ، تعلق ، دلبستگی ، وابستگی و نوعی فریاد و درخواست برای کمک است . همچنین گریه حاکی از آسیب پذیری و پائین آمدن قدرت تحمل فرد و نشانۀ تسلیم او و برانگیزاننده احساس همدردی در ناظران است و از بروز رفتارهای خشونت بار دردیگران جلوگیری می کند زیرا رحم و شفقت را بر می انگیزد و گاه درطلب بخشایش به کار می رود. بنابراین گریستن استراتژی تکاملی مناسبی برای ایجاد اتحاد بیشتر درمیان افراد و اعضاء یک گروه است . البته کارآیی این استراتژی بستگی به شرایط و زمان و مکان نیز دارد . مثلاً گریستن در محیط کار که معمولاً درآن احساسات ابراز نمی شود چندان مقبول نیست و موثر نخواهد بود.
عوامل مختلف دیگری مانند فرهنگ ، جنس ، سن ، اجتماعی شدن و سنخ شخصیتی در چرایی و چگونگی ابراز گریستن موثرند. آستانۀ گریستن درافراد متفاوت است . برخی زود اشک شان درمی آید و بعضی دیر و این بستگی به عوامل فیزیکی ( خستگی ، قاعدگی ، حاملگی ) و روانی ( ناکامی ، خشم ، اندوه ، ) و شخصیتی دارد. برخی مؤلفه های شخصیتی مانند حساسیت ، انفعال ، وابستگی و اعتماد به نفس پائین با افزایش گریستن همراهند. در کودکی تکرّر گریه زیاد است و با افزایش عمر کاهش می یابد امّا در دوران سالمندی مهار آن دشوار می شود . از لحاظ فرهنگی در برخی از فرهنگ ها وجوامع ابراز احساسات دور از نزاکت و نشانۀ ضعف شمرده می شود و گریستن مقبول نیست .
تفاوت های جنسی معنادارترند. الگوهای گریستن درمیان پسران ودختران تا هنگام بلوغ تفاوتی ندارد امّا در 15 تا 30 سالگی زنان بیشتر از مردان می گریند ودرکل زن ها 4 تا 5 برابر مردها گریه می کنند . دلایل آن بیشتر به شیمی بدن مربوط می شود. هورمون پرولاکتین زنان بیشتر از مردان است واین هورمون با ترشح شیر و اشک مربوط است . اشک زنان در 15 تا 30 سالگی حاوی پرولاکتین بیشتری از مردان است . البته افرادی که به بیماری پرکاری هورمون پرولاکتین مبتلایند بیشتر از سایرین گریه نمی کنند.
با این مقدمات می توان گفت که گریه امری طبیعی و انطباقی است که در واکنش به تأثر و ناراحتی یا خاطره آن به وجود می آید. از آن جا که گریه بلافاصله پس از تولد و زایمان روی می دهد لذا به خودی خود یک رفتار یادگیری شده نیست ولی روند اجتماعی شدن ، زمینۀ فرهنگی ، روابط و آسیب زایی ها در تغییر و تعدیل آن موثرند و چگونگی ابراز آن را شکل می دهند. گریه واکنشی طبیعی در برابر مصائب و گاه زیبایی ها و عظمت هستی است و کنترل و مهار آن توصیه نمی شود. تعداد کمی از افراد به دلایل غلط می گریند یا واکنش آن ها بیش از حدّ است . درحقیقت گریستن اکثر مردم به جاست و تأثیر مثبت دارد و منجربه احساس بهتری می شود. گریستن درهنگام از دست دادن یک عزیز و در طول واکنش ماتم عاملی ضروری درتسکین و انطباق بازمانده با فقدان محسوب می شود و عدم گریستن درهنگام عزاداری بعدها سبب بروز انواع بیماری های جسمی و اختلالات روانی خواهد شد . به قول شکسپیر گریستن از ژرفای ماتم می کاهد. بنابراین افرادی که قادر به گریستن هستند از سلامت جسمی و روانی بهتری برخوردار خواهند بود و خودداری از گریستن توصیه نمی شود. کسانی که نمی توانند بگریند باید در جستجوی دلایل ناخود آگاهی برآیند که آنان را از گریستن باز می دارد و به سرکوب احساسات وعواطف می انجامد و به درمان نیاز دارند.
از سوی دیگر گریستن بیش از اندازه نیز جایز و طبیعی نیست. کسی که تا مورد انتقاد قرار می گیرد یا با چالشی روبرو می شود و یا دربرابر مسائل عادی زندگی و شغلی به گریه پناه می برد رفتاری غیر انطباقی و ناسالم را به نمایش می گذارد و باید در جستجوی کمک های حرفه ای و درمانی برآید. گریستن بیش از حد زنگ خطری است که اشاره بر وجود یک صدمۀ عمیق روانی یا فقدان بارز اعتماد به نفس دارد و از لحاظ اجتماعی فلج کننده است .
در پایان باید میان گریستن طبیعی و گریه بیمارگونه تمایز قائل شد. اشکال بارز و غیر قابل کنترل گریه بیمارگونه دربیماران مبتلا به پارکینسون ، آلزایمر ، ام اس و اختلال نورون حرکتی دیده می شود که کنترل احساسی آنان خدشه دار می شود و بدون عامل محرکی به گریه می افتند. گریه بیمارگونه گریستنی نامتناسب با موقعیت است که در واکنش به محرکی غیر اختصاصی روی می دهد. محرک غیر اختصاصی هیچ ارتباطی به موقعیت و شرایط احساسی ندارد. مثلاً کنارزدن ملافۀ بیمار منجر به گریستن او می شود. درحقیقت رابطه ای میان خلق و بیان قابل مشاهدۀ بیمار وجود ندارد. علاوه بر آن پس از گریستن دراین بیماران تغییر خلق یا تسکین احوال دیده نمی شود . گریستن بیمارگونه غیر ارادی است و از الگوهایی خود مختار پیروی می کند .
روانپژوه
Ravanpajoh
.
.
و
سفر اغاز شد
زیبا
ساده
مهربان
. . .
فریده

روان شناسی گریه
دکتر غلامحسین معتمدی
روانپزشک
. . .
کسانی که مبتلا به اختلالات خلقی یا اضطرابی هستند کمتر از دیگران از فواید گریستن بهره مند می شوند. همچنین افرادی که فاقد اشراف و آگاهی از زندگی احساسی خود هستند (alexithymia ) پس از گریستن حال بدتری پیدا می کنند. احتمالاً دراین افراد فقدان بینش احساسی سبب می شود از بروز تغییرات شناختی که می توانند یک تجربۀ غمبار را مثبت تر جلوه دهند جلوگیری شود. از سوی دیگر می توان گفت به طور کلی گریستن نوعی بیان آزادانۀ احساسات و تسکین بخش است . زیرا سرکوب احساسات منفی مانند خشم و اندوه و خودداری از گریستن با افزایش بیماریهای روان تنی و آسیب های جسمی و روحی همراه است . بررسی های آماری نشان می دهند که اندوه 49% ، شادی 21% ، خشم 10%، همدردی 7% ، اضطراب 5% و ترس 4% موارد گریستن را تشکیل می دهند . بنابراین می توان گفت گریه منعکس کنندۀ وضعیت روحی ماست و موجب می شود تا از احساسات خود آگاه شویم و تسکین یابیم . . . .
گریستن مجموعه ای از نمایه های رفتاری مانند اشک ریختن ، هق هق کردن و آه کشیدن است که توسط برخی مولفه های فیزیولوژیک و جسمانی همراهی می شود. گریه نیز مانند خنده به گونۀ انسان تعلق دارد. البته تحریک چشم در حیوانات نیز مانند انسان موجب ترشح اشک می شود ولی گریستنی که ناشی از تأثر احساسی باشد منحصر به انسان است و درسایر گونه های جانوری دیده نمی شود.
از لحاظ فیزیولوژیک ترشح اشک ها تحت کنترل دستگاه پاراسمپاتیک است و وظیفۀ محافظت از چشمان در برابر آلودگی ها وعفونت ها به عهدۀ اشک هاست . ترکیب بیولوژیک اشک شامل پروتئین ها ، آنزیم ها ، چربی ها و متابولیت ها ( فرآورده های نهایی ناشی از سوخت وساز ) و الکترولیت هاست . پروتئین های اشک عبارتنداز لیزوزیم (lysozyme ) ، لیپوکالین ( lipocalin ) و لاکتوفرین (lactoferrin ) . پژوهشگران از سال 1957 می دانستند که اشک های عاطفی و احساسی با اشک های ناشی از تحریک چشم توسط عوامل فیزیکی و شیمیایی متفاوت هستند . ترکیبات پروتئینی اشک های عاطفی با اشک ناشی از تحریک تفاوت دارند. اشک های احساسی علاوه بر پروتئین بیشتر حاوی بتا آندروفین ( مسکن طبیعی درونزاد بدن ) هستند. ترکیبات پیچیدۀ اشک ها در طول روز نیز متغیر است . اشک ها همراه تعریق ، ادرار و تنفّس سموم و مواد زاید بدن را تخلیه می کنند . گفته می شود همراه اشک موادی که براثر استرس و فشار عاطفی به وجود می آیند از بدن خارج می شوند.
درمورد تأثیرات گریستن و جنبه های مثبت و منفی آن یافته های قابل اعتنایی وجود دارد. گریستن به عنوان یک رویداد رفتاری تحت تنظیم و کنترل دستگاههای سمپاتیک و پاراسمپاتیک صورت می گیرد. گریه درعین حال که با تسهیل بهبودی فرد نقشی تعادل آفرین ایفا می کند حالت برانگیختگی اجتنابی بالایی به وجود می آورد که موجب انگیزش رفتارهایی می شود که به گریستن خاتمه می دهند. به عبارت دیگر همراه گریه آمیزه ای از احساسات و حالات مثبت و منفی تجربه می شود. پژوهش های آزمایشگاهی اثرات فیزیکی گریستن را روشن کرده است . گریه با آهسته تر کردن تنفس اثرات آرام بخش دارد ولی تعریق و افزایش ضربان قلب همراه گریه مشابه تجارب ناخوشایند ناشی از استرس ، تهییج وبرانگیختگی است . امّا جالب است که اثرات منفی زود گذرند و تأثیرات جسمانی آرام کننده دیرپاتر هستند و بیشتر طول می کشند.
درباب تأثیر گریه برخلق و خو و وضعیت عاطفی افراد نیز پژوهش هایی صورت گرفته است . "جملۀ گریه آدم را سبک می کند "در زبان فارسی زیاد شنیده می شود . مطالعه بر 3000 نفر درخارج از آزمایشگاه نشان داد که اکثریت این افراد پس از گریه بهبود خلق و خو و احوال خود را گزارش کردند. البته 3/1 هم چنین تجربه ای نداشتند . این پژوهش ها نشان می دهند که فواید گریستن بستگی به آن دارد که چه کسی می گرید و چرا می گرید و گریستن در چه زمان ، مکان و شرایطی رخ می دهد. علاوه برآن افرادی که از حمایت اجتماعی برخوردار بودند احتمال بهتر شدن آن ها پس از گریه بیشتر بود .
روانپژوه Ravanpajoh