مرغ دریایی ام ،
پیچیده در هم ،
صخره هایی چند .
.
.
.
پیدا نمی شوم .
فریده
مرغ دریایی ام ،
پیچیده در هم ،
صخره هایی چند .
.
.
.
پیدا نمی شوم .
فریده
نگاه کن بالهای پنجره باز است و گسترده
نگاه کن صفحه شب را بدست روز تا خورده
نگاه کن دشت با لا را آفتاب میروید
نگاه کن روشنایی را نسیم صبحگاهی تا کجا برده
نگاه کن روشنایی را میان دستهای ماست
دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست
محمد صالح علاء

سوء استفاده عاطفی چیست؟
. . .
انکار سوء استفاده کننده به منظور تحریف یا تکذیب دریافت های سوء استفاده شونده از جهان بی اعتبار سازی را به کار می بندد. بی اعتبار سازی وقتی رخ می دهد که سوءاستفاده کننده از قبول واقعیت امتناع می ورزد و آن را نمی پذیرد. برای مثال اگر سوء استفاده شونده اظهار دارد که سوء استفاده کننده به او توهین کرده است سوء استفاده کننده مصرانه می گوید "من هرگز این کا را نکردم", "من نمی دانم تو درباره چه صحبت میکنی" و غیره. · مضایقه کردن یک شکل دیگر انکار کردن است و شامل امتناع از شنیدن, امتناع از رابطه برقرار کردن و قهر کردن می شود. این شیوه انکار, گاه "اصلاح از طریق سکوت" خوانده می شود. · مقابله کردن زمانی اتفاق می افتد که سوء استفاده کننده شخص تحت سوء استفاده را بخشی از خود تلقی می کند و هر نظر یا احساسی را که بین آنها تفاوت ایجاد می کند, انکار می کند. ناچیز شماری · ناچیز شمردن شکل افراطی انکار است. در این شیوه سوء استفاده کننده حادثه ای را که اتفاق افتاده انکار نمی کند ولی تجربه یا واکنش عاطفی سوء استفاده شونده را در قبال آن حادثه زیر سؤال می برد. عباراتی چون "تو بیش از حد حساس هستی", "تو خیلی اغراق می کنی" یا "تو از کاه کوه می سازی" همگی بیانکننده این نکته هستند که عواطف و دریافت های سوء استفاده شونده معیوبند و نباید به آنها اعتماد کرد. · ناچیز شماری زمانی رخ می دهد که سوء استفاده کننده می گوید آنچه شما انجام داده اید یا گفته اید, نامربوط و بی اهمیت است. این فن شکل ظریف ناچیز شماری است. . . .
انکار کردن و ناچیز شماری, آسیب زننده هستند. این دو روش علاوه بر پایین آوردن عزت نفس, ایجاد تعارض و نامعتبر ساختن واقعیت, احساسات و تجارب, در واقع می توانند دریافت ها و تجربه عاطفی شما را زیر سوال ببرند و بی اعتبار سازند.
روانپژوه نگارش یافته توسط Rad
رد ی محو
حجمی پیدا
.
.
.
رگبار بی امان
فریده
یاس بوی مهربانی میدهد
عطر دوران جوانی میدهد
یاسها یادآور پروانهاند
یاسها پیغمبران خانهاند
یاس ما را رو به پاکی میبرد
رو به عشقی اشتراکی میبرد
احمد عزیزی
www.bultannews.com/fa/pages/?cid=30810

سوء استفاده عاطفی چیست؟
سوء استفاده هر رفتاری است که به قصد ایجاد کنترل و انقیاد یک انسان دیگر انجام می گیرد و می تواند استفاده از ترس, توهین و تجاوز کلامی یا جسمی را شامل شود و ماهیتاً عاطفی و هیجان است نه جسمی. سوء استفاده عاطفی هر چیزی را شامل می شود. سوء استفاده کلامی و انتقادگونه و فنون ظریفتری چون سرزنش, دستکاری و ترشرویی . سوء استفاده عاطفی مثل شستشوی مغزی است که در آن بطور منظم اعتماد به نفس, ارزش شخصی, اعتماد به دریافت های شخصی و خود پنداره افراد تخریب می شود. و چه بوسیله زخم زبان و تحقیر مداوم انجام گیرد و چه بوسیله تشر زدن یا تحت عنوان "راهنمایی" , "آموزش" و "پند" , نتیجه همیشه یکسان است. در واقع سوء استفاده شونده, هویت و ارزش شخصی خود را از دست می دهد. سوء استفاده عاطفی به هسته درونی شخص آسیب وارد می کند, زخمهایی ایجاد می کند که عمیق تر و مزمن تر از جراحت های بدنی است. سوء استفاده عاطفی اشکال مختلفی دارد. سه الگوی عام رفتار سوء استفاده گرایانه عبارتند از: پرخاشگری, انکار و ناچیز شماری. پرخاشگری · بد زبانی, متهم سازی, سرزنش, تهدید و دستور دادن, شکل های پرخاشگرانه سوء استفاده می باشند. رفتارهای پرخاشگرانه معمولاً مستقیم و آشکار هستند. مقام بلامنازعی که سوء استفاده کننده از طریق بی اعتبار ساختن سوء استفاده شونده به دست آورد تعادل و خود مختاری حاکم بر روابط سالم بزرگسالی را از بین می برد. این الگوی ارتباطی والد _ کودک (که شایعترین شکل سوء استفاده کلامی است) زمانی به آشکارترین وجه, خود را نشان می دهد که سوء استفاده کننده وضع و حالت پرخاشگرانه به خود میگیرد. سوء استفاده پرخاشگرانه گاه می تواند شکل غیر مستقیم به خود بگیرد و حتی با رفتار "یاری کردن" خلط شود. انتقاد, نصیحت, ارائه راه حل ها, موشکافی, استنطاق و پرسش از یک شخص دیگر می تواند تلاشهای صادقانه برای کمک تلقی شود ولی در برخی موارد این رفتارها تلاشی در جهت تحقیر و کنترل یا خوار سازی است نه کمک. سوء استفاده کننده وقتی می گوید "من این را بهتر از همه می دانم" در لحن او قضاوت پنهانی است که برای آن موقعیت نامناسب است و در روابط هم سطح, نابرابری ایجاد می کند . . .
روانپژوه
نگارش یافته توسط Rad
بهترینم
اسمان روشن
ستاره بی شمار
راه شیری ن دوستی هموار
فریده
. . .
هر بار که طلوع میکنی
دوباره رشد میکنم، میبالم به سوی تو،
مثل آفتابگردانهای عاشق،
زرد با دانههای سیاه
هر بار غروب میکنی
میخوابم
جوری که هیچ نبینم حتی در خواب
. . .
لولی دیوانه: شالیز

عزت نفس کودکان و نوجوانان
. . .
یکی از مهمترین راههای پرورش عزت نفس در کودک القاکردن این موضوع به وی است که کودک، خود توانایی ارزیابی رفتار خود و نتیجهگیری صحیح از آن را دارد و قادر است نکات منفی رفتار خود را اصلاح کند .
کودک و نوجوانی که از سوی والدین ارزشمند شمرده شود و با انجام کارهای صحیح محولشده، تشویق شود، در نتیجه از عزت نفس بالایی برخوردار خواهد شد. 1) حمایتی که به اندازه تعادل باشد. (عدمافراط و تفریط) اما گاه برخی والدین و بزرگسالان با اعمال فشارهای فیزیکی و روانی نامناسب یا زدن برچسب زدن نادرست به فرد یعنی اینکه گاه کودک یا نوجوان بهطور ناخواسته عملی ناصحیح انجام میدهد و والدین یا دیگر اعضای خانواده او را با الفاظی چون تنبل، دست پا چلفتی، بیعرضه و... تنبیه میکنند. به کار بردن مداوم این الفاظ موجب تأثیرات سوء در ذهنیت فرد شده و احساس گناه و تقصیر زیاد موجب خواری نفس و سرشکستگی و کاهش عملکرد در فرد میشود و گاه موجب میشود که این نوع افراد برای جبران کمبودها و وانمود کردن اهمیت خود به دیگران، براساس بیارزشی غلبه کرده و هیچ انتقادی را نپذیرفته و با کمترین انتقادی آشفته شده و به فردی مستبد و خود رأی تبدیل شوند. ارزشیابی از خود که در دوره کودکی شامل شایستگیهای درسی، توانایی بدن و... است در نوجوان جنبههای دیگری بهخود میگیرد مثل: جاذبههای رمانتیک، صلاحیتهای شغلی و... که در این میان خانواده و مربیان مدارس نقش عمدهای ایفا میکنند چرا که با حمایت متعادل میتوانند ارزشیابی فرد از خود را به سمت و سوی صحیح سوق دهند. اما نوجوانانی که بیش از اندازه، از سوی خانواده حمایت و کنترل میشوند فرصت و موقعیتی برای دست و پنجه نرم کردن با مسائل و مشکلات اجتماعی را پیدا نکرده و از عزت نفس پایینی برخوردار خواهند شد. گاه در برخی از خانوادهها، نوجوان بهخود جرأت و اجازه پیشنهاد و اظهار نظر در مورد برخی از برنامهریزیها و تصمیمگیریها را نمیدهد و والدین نیز هیچگونه اهمیتی به دیدگاه کودک و نوجوان نمیدهند، یا هر گاه نوجوان صحبت میکند، با تحقیر و سرزنش آنها روبهرو میشود. سخن آخر آنکه بهدلیل اهمیت و نقش مهمی که والدین، خانواده و مدارس در بالا بردن عزتنفس کودک و نوجوان دارند پیشنهادهایی در این مورد ارائه میشود: 1) توجه و اهمیت به شخصیت کودک و نوجوان
روانشناسان بر این باورند که کنترلی که والدین از کودک و نوجوان خود به عمل میآورند در عزت نفس وی مؤثر خواهد بود. این کنترل از 3 طریق اعمال میشود:
2) گوشزد کردن نتایج اعمال کودک و نوجوان و راهنمایی غیرمستقیم
3) اعمال فشار، بدون تنبیه فیزیکی و جسمانی
بر چسبهایی نادرست غیراخلاقی با تنزل حیثیت اجتماعی نوجوان، وی را به اطاعت از دستورهای خود وادار میکنند که این نوع کنترل تأثیری منفی در عزت نفس فرد خواهد گذاشت.
پژوهشگران معتقدند که بین عزت نفس و ارتکاب جرم رابطه نزدیکی وجود دارد. نوجوانانی که مرتکب جرم میشوند از عزت نفس پایینی برخوردارند، چه بسا اعمال مجرمانه آنها یا برای اجتناب از احساس افکار خود یا نوعی جبران عزت نفس ضعیف آنان باشد و نزدیکشدن اینگونه افراد به افراد مشابه خود راهی است که این فقر عزت نفس را جبران کند.
عزت نفس قوی، سپر حفاظتی مهمی در انجام رفتار صحیح در نوجوان خواهد بود.
2) توجه و ارزش دادن بهنظر و پیشنهاد فرزندان در خانه
3) عدمتنبیه و فشارهای بدنی و روانی نامناسب
4) عدمکاربرد الفاظ نادرست به کودکان و نوجوانان درصورت انجام کار نادرست
5) حمایت متعادل از کودک و نوجوان
6) عدمکنترل افراطی و محدودیتهای زیاد در مورد کودک و نوجوان
7) تشویق و تأیید به موقع، در مورد انجام صحیح کارهای محولشده به کودک و نوجوان
نسرین دانایی 23 خرداد 1389 همشهری انلاین
می دانی چرا
قاصدک را دوست دارم؟
چون نه از تو
بلکه از امید آمدنت
خبر می آورد

عزت نفس کودکان و نوجوانان
عزت نفس یعنی ارزش و احترامی که فرد برای خود و شخصیت خود قائل است.
گاه مشاهده میشود که واژه عزت نفس و اعتماد به نفس به یک معنا بهکار برده میشود، در حالی که اعتماد به نفس یعنی ایمان شخص به تواناییهای ذاتی و استعدادهای بالقوهاش که شکوفا شدن این استعدادها، تواناییها و خلاقیتها از طریق برخورداری از احساس ارزشمندی و عزتنفس صورت میگیرد. خود(self) بهعنوان هسته اصلی شخصیت، در روابط با دیگران و کنش متقابل اجتماعی شکل میگیرد و شخص به تصویری از خود، به تناسب خود دریافت شده دست مییابد و با قضاوت و ارزشگذاری نسبت بهخود دریافتی، عزت نفس خود را قوام میبخشد.
بخش عظیمی از شخصیت فرد در سالهای نخست زندگی شکل میگیرد. تحقیقات نشان میدهد، حدود 85درصد از شکلگیری شخصیت فرد تا سن 6سالگی است و در این میان خانواده نقش اساسی و اصلیای در این زمینه ایفا میکند. در حقیقت ارزش و احترامی که والدین برای کودک خود قائل هستند، این نگرش را در کودک بهوجود میآورند که وی بهعنوان فردی شایسته، قابل احترام است. زمانی که فرد از واژه (من) استفاده میکند، باید بداند چه میخواهد و این واژه به چه چیزی دلالت میکند.
در واقع وقتی واژه من بر زبان جاری میشود، فرد تمام اطلاعات را در مورد خود در یک واژه خلاصه میکند؛ اطلاعاتی چون علایق، سلایق، بیزاریها، ترسها و... .
واژه من یعنی اینکه فرد بهعنوان یک فرد متمایز از دیگران شناخته میشود.
چارلز هورتون کولی، جامعهشناس بر این باور است که کودک زمانی میتواند خود را بشناسد که معنای ضمایر را در خودش احساس کند. این به آن معنا نیست که بتواند این ضمایر را بهطور لفظی بهکار گیرد بلکه کافی است آنها را به طریقی درک کند تا بتواند در روابط اجتماعی آنچه را متعلق بهخود میداند، از متعلقات دیگران متمایز کند.
محققان معتقدند برای کودک سه یا چهار ماهه به ظاهر فرق نمیکند که به وسیله چه کسی تغذیه شود یا در آغوش کشیده شود اما بهتدریج که رشد میکند، میان والدین و نزدیکان خود و دیگران تفاوت قائل میشود و با گریه و زاری از دوری آنها ابراز نارضایتی میکند. در اینجا کودک توانسته میان دنیای ما و دنیای دیگران تمایز قائل شود؛ یعنی حس خودی و غریبه برای وی قابل فهم شده است و زمانی که کودک به این تمایز رسید و معنای تملک را دریافت کرد، متوجه میشود که بهعنوان نمونه، این کتاب به پدرش و آن توپ به خواهرش تعلق دارد که این تفکیک نشانگر رشد خود است. در این میان است که باید والدین احساس ارزشمندی و اهمیت را به کودکان القا کنند.
یکی از مهمترین راههای پرورش عزت نفس در کودک القاکردن این موضوع به وی است که کودک، خود توانایی ارزیابی رفتار خود و نتیجهگیری صحیح از آن را دارد و قادر است نکات منفی رفتار خود را اصلاح کند .
. . .
نسرین دانایی
23 خرداد 1389 همشهری انلاین
منشور امید
هزار توی زمان
اتش بازی خاطره ها
فریده