ماهی که پی ام تا به سحر می گردی
تو کوچه به کوچه در به در می گردی
صبحی که قرار رفتنم می باشد
از ماه همیشه ماهتر می گردی
علیرضا خلیفه زاده
گفتگو با دکتر پروین ناظمی مشاور خانواده - دکتر هومن خلیقی
بچههایی که از خودشان بزرگترند!
شاید در خانواده اقوام و آشنایانتان کودکانی را دیده باشید که در تصمیمگیریهای پدر و مادر خود مشارکت میکنند یا به قول معروف گندهتر از خودشان حرف میزنند و رفتار میکنند، به نظر شما این نشانه باهوش بودن کودک است یا نوعی بلوغ زودرس است؟ ممکن است تصور کنید چنین کودکی نابغه است! اصولا خوب است بچهها بیشتر از سنشان بفهمند یا خیر؟ گفتگوی ما را با خانم دکتر پروین ناظمی، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه در این باره بخوانید...
سلامت : خانم دکتر، آیا تا به حال پدر و مادری به شما مراجعه کردهاند که بگویند فرزند ما بیشتر از سنش میفهمد و راهحلی از شما بخواهند؟
البته به این صورت نه! چون مردم فکر میکنند رفتار کردن و صحبت کردن کودک مثل بزرگسالان، نشانه هوش و نبوغ اوست اما بسیاری از افراد میگویند کودکشان سوالی یا سوالاتی میپرسد که یا جوابش را نمیدانند یا نمیتوانند با توجه به سنش، توضیح درستی به او بدهند. مثلا سوالهایی در زمینه زندگی زناشویی یا موضوعات اقتصادی و اجتماعی میپرسند که توضیح آن نیاز به دانستن خیلی موارد دیگر دارد.
سلامت : به نظر شما خوب است که کودکی سوالات بزرگتر از سن خودش بپرسد یا بیشتر از سنش بفهمد یا رفتار کند؟
ببینید، بستگی به عوامل زیادی دارد. گاهی اوقات پدر و مادر اطلاعات زیادی در اختیار فرزندان خود میگذارند که یا این اطلاعات، ضروری است که موجب رشد و تکامل بیشتر آنان میشود و یا اطلاعات غیرضروری به آنان میدهند. مثلا پای اینترنت و تلویزیون و فیلمهای ویدیویی خانگی مینشینند و هر چه که پخش میشود، میبینند.
سلامت : روزی با یک کارشناس سلامت و رسانه گفتگو میکردم که میگفت این اطلاعات غیرضروری موجب بلوغ زودرس میشود. درست است؟
دقیقا. وقتی اطلاعات غیرضروری زیاد به بچهها داده شود موجب بلوغ زودرس میشود و گاهی باعث صحبت کردن در حد بزرگتر از خود میشود. این باعث میشود که کودکان از سنین خود جدا شوند و بزرگسالان آنها را نمیپذیرند. اطلاعاتی که پدر و مادر به فرزندان میدهند باید ضروری باشد، یعنی برای رشد و تکامل آنان صرف شود نه اینکه بیشتر از نیازشان چیزی بدانند.
سلامت : خانم دکتر، آیا کودکانی که بزرگتر از سنشان صحبت میکنند، باهوشتر از بقیهاند؟
لزوما این طور نیست. در حقیقت شرایط زمان و مکان ایجاب میکند که آنان اینطور شوند. به عبارت دیگر، حرف زدن والدین و امکاناتی که در اختیار دارند و معاشرتهای اجتماعیشان باعث میشود که این افراد طرز صحبت کردنشان مانند آدم بزرگها شود. گاهی ممکن است حتی مفهوم و مکان مورد نیاز کلماتی را که ادا میکنند، ندانند بنابراین نمیتوان گفت که حتما باهوشاند اما باید بدانیم که پدر و مادرانی که فرزندی این چنینی دارند، امکانات بیشتری نیز در اختیارشان قرار میدهند. در حقیقت، تصور میکنند که فرزندشان باهوش است و از همه چیز خود میگذرند و برای او مایه میگذارند. مسلما امکانات بیشتر موجب افزایش اطلاعات میشود و اطلاعات بیشتر نیز توانایی انسان را در بهرهگیری از عوامل و امکانات اجتماعی و محیطی بیشتر میکند و طبیعتا راه را برای موفقیت بیشتر باز میکند.
سلامت : عوارضی هم دارد این رفتار بزرگمنشانه کودکان؟
ببینید، اگر کودکی به همین منوال به رشد شخصیتی خود ادامه دهد شاید در کوتاهمدت مدیریت روابط خود را با دیگر کودکان به عهده بگیرد اما در طولانیمدت و در بزرگسالی، به علت اینکه برزگتر از سنشان فکر میکنند و حرف میزنند، عملا همسالان خود را نمیپذیرند چون در معاشرت با آنان خسته میشوند و رابطهشان را کسلکننده میپندارند. از طرفی به علت محدوده سنی که در آن قرار دارند، از سوی افراد بزرگ تر از خود طرد میشوند و مورد پذیرش قرار نمیگیرند. به همین علت معمولا تنها میمانند و این خود عاملی است برای افسردگی و مشکلات دیگر و آنان به این نتیجه میرسند که دیگران آنها را درک نمیکنند.
سلامت : پس شما کار والدینی را که کودکشان را مجبور میکنند مثل بزرگترها لباس بپوشد و مثل آنها حرف بزند و رفتار کند، رد میکنید؟
بله، پدر و مادر وظیفه دارند به فرزندان خود گوشزد کنند که در محدوده سنی خود گام بردارند. در حقیقت والدین این کودکان مهمترین و بزرگترین عامل موثر در هدایت رشد شخصیتی آنان هستند. میتوانند نه با حذف اطلاعات و امکانات بلکه با جهتدهی آنها و با تشویق و نهی به موقع رفتارهای خاص کودکان، آنها را در مسیر رشد طبیعی قرار دهند. البته بعضی نابغهاند، یعنی مثلا در 9 سالگی کتابهای حقوقی را تمام میکنند. خوب این ژنتیک است اما آن را که بیش از سن خود فکر و صحبت میکند، باید به سمت رشد متعادل و طبیعی هدایت کرد
Ravanpajoh = 2009
منبع : هفته نامه سلامت 26/2/1388
6 نکتهای که باید هنگام تنبیه فرزندتان رعایت کنید
آیا روش «تنبیه ایدهآل» وجود دارد؟
نوع تنبیه بستگی دارد به عمل زشتی که فرزندتان مرتکب شده است
و به نوع فرهنگ خانواده. تنبیه ایدهآل، تنبیهی عادلانه، منطقی و کاربردی است. اگر فرزندتان گلدانی را شکسته منطقیترین تنبیه این است که از او بخواهید مکان کثیف شده را پاک کند یا با پول تو جیبیهایش دوباره گلدانی بخرد اما اگر پولی دزدیده مجبورید به گونهای او را تنبیه کنید که شوکه شده و متوجه اشتباهش بشود.
واقعا تنبیه بدنی درست است؟
اکثر کارشناسان معتقدند تنبیه بدنی از آنجا که حس تحقیر را در کودک زنده میکند، به هیچ عنوان مناسب نیست. اما چرا واقعا والدین به این روش متوسل میشوند؟
به این خاطر که در کودکی با ایشان اینگونه برخورد شده است؟ خیر. برخلاف بسیاری از کارشناسان که با تنبیه بدنی مخالفاند گروهی دیگر معتقدند برای آنکه کودک را کنترل کنیم و اجازه ندهیم از محدوده خاصی آن طرفتر برود، تنبیه بدنی میتواند راهحل مناسبی باشد. به این شرط که پس از تنبیه و حتی قبل از آن به دلیل تنبیه و قوانینی که فرزند نباید آن را زیر پا بگذارد اشاره شود. تنها در این صورت است که تنبیه از سوی والدین یک رفتار سادیسمی شمرده نمیشود.
والدینی که جرات تنبیهکردن ندارند والدینی که قدرت تنبیه ندارند،
نمیتوانند برای فرزندشان نیز قوانینی وضع کنند. کاملا عادی است که فرزندانشان بیادب و شلوغ بار بیایند و همیشه در مدرسه دچار مشکلاتی شوند...
وقتی برای کودکی قوانینی وضع میکنیم یعنی به او میگوییم
که در صورت رعایت این قوانین میتواند در جمع خانواده و جامعه پذیرفته شود. در حقیقت اینگونه او را برای زندگی آماده میکنیم. برخی از
والدین وظیفه تنظیم و وضع مقررات و محدویتها را با رفتار خشونتآمیز با فرزند اشتباه میگیرند. یک کودک دو ساله را در نظر بگیرید. کودکان
در این سن علاقه بسیار زیادی به فرو کردن انگشتشان در پریز برق دارند. اگر هنگام انجام این کار ضربهای روی دستشان بزنید آنها میفهمند که نباید این کار را انجام دهند. در حالی که بسیاری از والدین با ادای کلمات سعی میکنند او را از این کار منع کنند و علاقهای به تنبیه فرزندشان ندارند.
آیا تنبیه کردن سبب تربیت شدن میشود؟
بله. وقتی محدودیتی برای کودکان قایل نباشیم آنها قدرت را در دست میگیرند و از دو تا سه سالگی ناسازگاریهای آنها در مهد و مدرسه آغاز میشود.
این کودکان لوس و مستبد بار میآیند و از والدین انتظار دارند تمامی وسایل مد روز را برای آنان تهیه کنند. همین کودکان در سن نوجوانی به
سمت مواد مخدر و الکل نیز جذب میشوند و در حقیقت برای شکستن و کشف مرز محدودیتهای خود، دیگران و جامعه حرکتی را آغاز میکنند که مناسب نیست.
آیا میتوان تنبیه را از نوجوانی آغاز کرد؟
هیچ گاه برای آغاز وضع مقررات و قرار دادن محدودیت دیر نیست، والدین میتوانند در سن نوجوانی از وضع مقرراتی در مورد مقدار پول
تو جیبی و ساعات بیرون ماندن از خانه آغاز کنند اما این نکته را فراموش نکنید که در این سن والدین باید آماده شنیدن سخنان آزاردهنده نوجوانشان باشند و درست عکسالعمل نشان دهند. بهتر است والدین قوانین کمی وضع کنند ولی در عوض نظارت خوبی بر رعایت آنها داشته باشند تا مورد مسخره قرار نگیرند.
وقتی کودک به قوانین احترام نمیگذارد
برخی از والدین تنبیهی بیش از حد را برای فرزندانشان در نظر میگیرند. این امر باعث میشد کودک حس کند در حق او بیعدالتی شده است.
اگر به کودکی دو ساله بگویید که باید یک ساعت یک گوشه بنشیند چون فلان کار را کرده است، غیرعادلانه و نشدنی است. باید تنبیهی انتخاب شود که کودک قدرت تحمل آن را داشته باشد در غیر این صورت او از تنبیه فرار کرده و مجددا همان اشتباهات را تکرار میکند. اگر والدینی نمیدانند چه نوع تنبیهی مناسب فرزندشان است
بهتر است با مشاوران کودک یا روانشناسان صحبت کنند. به هر حال اگر روابط آنان با کودکشان دچار مشکل شده است نباید به همان صورت روابط را ادامه داد.
Ravanpajoh = 2009


