نویسنده: فریده جلیلوند - چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧
برده بودمت پارک . روی نیمکتی نشستیم . اجازه گرفتی در نزدیکی من باشی و بازی
کنی. همانطور نگاهت می کردم . می دویدی ، می پریدی ، شبیه یک پروانه رنگین در
اطراف گلها می چرخیدی . یک لحظه به خودم آمدم . دیدم پروانه های رنگین مثل تو،
درحال چرخشند و با صدای کودکانه می خندند . چقدر سخت است از میان این همه،
پروانه کوچک خود را بشناسم . اما نترس . راه شناختن تو را می دانم :
آنکه بوی خودم را می دهد ، پروانه من است .
فریده جلیلوند
