نویسنده: فریده جلیلوند - سهشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٧
. . .
رگبار هی شدید تر شد . موشی از کنار دوید و گفت :" مرا هم در زیر قارچ جا بدهید . ! آب از تنم مانند ناودان جاری است "
- " ترا کجا جا بدهیم ؟ جا نداریم . "
- " یک کمی تنگ هم بنشینید . "
تنگ هم نشستند و موش را بزیر قارچ راه دادند و رگبار می بارید و بند نمی آمد .
ولادیمیر سوته یف ترجمه گامایون چاپ مسکو
