نویسنده: فریده جلیلوند - دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸٧
خیلی فکر کردم که حالا در این سن وسال چکار کنم که به درد بخور باشه . ناگهان جرقه ای در ذهنم درخشید " بچه ها ... بچه ها " یادم آمد دست های کوچک شما را که می تواند کارهای بزرگ انجام دهد . پس این بلاگ مال شما است . خاطرات ، داستان کوتاه ، قصه مادر بزرگه و از همه مهمتر : خط خطی هاتون ، نقاشی هاتون ...
بی بی زمستون
