قیچی را برداشتم  .

رفتم به سرزمین  یاد ها  .

همه  جا خار و خاشاک بود و علفهای مزاحم  .

زیر بوته ها  را دیدم  .

لابلای علفها سرک کشیدم  .

میان گلها را گشتم  .

روزهای با تو بودن را چیدم ، 

 ودر سبدی گذاشتم  .

حالا  برای دیدنت  ،

راه ساده تری دارم   .

فریده