هیچ سرزمینی دور نیست

"آیا دوری وجدایی می تواند براستی تو را از دوستانت جدا کند ؟  و وقتی میخواهی کنار کسی که دوستش داری باشی ، آیا همان موقع با او نیستی ؟ "

.  .  .

   

 nj2r42h53ho3btxjfwve.jpg

 


" ری"

این اخرین سالروز ی که من با تو خواهم بود .مناسب ویژه ای که می توانم انچه از دوستانمان یعنی پرندگان اموخته ام بتو بیاموزم . من نمی توانم  نزد تو بیایم ، زیرا هم اکنون در کنار تو هستم  .
تو دیگر کوچک نیستی .  بحد کافی رشد کرده ای . بزرگ شده ای .   تو هم مثل همه ما نقش ات را در طول دوران زندگیت بازی کرده ای . زندگی برای ازادی و شادمانی  .

هر هدیه ای از طرف دوست نشانه ارزوی خوشبختی برای تست . و  همه ارزو ها در حلقه ای که بتو داده ام نهفته است .

تو روز میلاد نداری . زیرا همیشه بوده ای . همیشه زندگی کرده ای .تو شریک ماجراجویی هستی که در راه سفربرای درک ناشناخته ها و حقایق همراه منی .

ازاد انه به انسوی تولد ها  پرواز کن و   از میان جاودانگی ها شادمانه بگذر .
ما می توانیم هرزمان اراده کنیم ، امروز ، فردا ، روزهای دیگر  یکدیگر را به  بینیم و همیشه در قلب جشنی بدون پایان باشیم  . و از زندگی لذت ببریم .

 

نویسنده   =  ریچارد باخ

برگردان آزاد   = فریده جلیلوند