نویسنده: فریده جلیلوند - سهشنبه ۳ دی ۱۳۸٧
سرزمین 2 - روز - چرخش هجدهم روز دوم
. . .
آخرش خودش رو نشون داد . به صدا در اومد . پریدم و جواب دادم : " الو . . . بله سلام . . . بله هستند . گوشی ! " گوشی رو دادم بابا و جلوش ایستادم مثل همیشه . لبخند زد و گفت : خیلی خوبه و خداحافظی کرد . گفتم : چی شد بابا ؟ چی خوبه ؟ گفت : برو تو اطاق تا بیام بگم .
آرزو
