آه بگذار ز دریچه باز
خفته در پرنیان رویاها
با پر روشنی سفر گیرم
بگذرم از حصار دنیاها
فروغ فرخزاد
دکتر افتخار حمیدی/ روانشناس - سلسله مراتب نیازهای آبراهام مزلو، بنیانگذار روانشناسی انسانگرا
از غریزه اصلی تا خودشکوفایی
"آدمها باید همانی باشند که میتوانند باشند . آنها باید با ماهیت خودشان روراست باشند ." (مزلو 1970-1908)
نیازهای تعلقپذیری و محبت و عشق
اگر نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی ما به قدر کافی ارضا شده باشند، به نیازهای تعلقپذیری و محبت توجه میکنیم که می تواند از طریق یک دوست، معشوق، همسر یا از طریق برقراری روابط اجتماعی باشد .
در جوامعی که به طور فزایندهای تغییر میکنند، ارضای این نیاز دشوارتر است. تعداد معدودی از افراد در محلههایی زندگی میکنند که در آن بزرگ شده و دوستان مدرسه خود را حفظ کردهاند و از آنجایی که افراد مدارس، مشاغل و جوامع خود را دایما در حال تغییر میبینند، دیگر از دوستیهای عمیق و لذت دوستی در یک محله خبری نیست .
خیلیها سعی میکنند نیاز به تعلق را به صورتهای دیگر ارضا کنند، نظیر اینکه به کلوپهای ورزشی یا مراکز مذهبی ملحق شوند ؛ در یک کلاس ثبتنام کنند یا داوطلب خدمترسانی شوند .
نیاز به محبت کردن و محبت دیدن را میتوان از طریق برقراری روابط صمیمانه با دیگران ارضا کرد .
مزلو محبت و عشق را با میل جنسی که نیازی فیزیولوژیک است، برابر نمیدانست ولی میدانست که میل جنسی راهی برای ابراز نیاز به عشق و محبت است . او معتقد بود ناکامی در ارضای نیاز به عشق و محبت، علت اصلی ناسازگاریهای هیجانی است.
نیازهای احترام
به عقیده مزلو، بعد از اینکه احساس کردیم دوستمان دارند و احساس تعلقپذیری کردیم، در حالتی قرار می گیریم که دو نوع نیاز به احترام در ما به وجود میآید ، نیاز داریم که به شکل احساس حرمت نفس برای خودمان ارزش و احترام قایل باشیم و در ضمن نیاز داریم که دیگران به شکل مقام، تایید یا موفقیت اجتماعی به ما احترام بگذارند .
زیرا ارضای عزتنفس به ما امکان میدهد تا از توانمندیها، ارزش و کفایت خودمان احساس اطمینان کنیم و این به ما کمک خواهد کرد تا در تمام جنبههای زندگی خود شایسته و ثمربخش باشیم .
وقتی فاقد عزت نفس هستیم، احساس حقارت، عجز و نومیدی کرده و از توانایی خود برای کنار آمدن چندان مطمئن نیستیم و احترام و انرژی مثبتی که از دیگران میگیریم ما را به سمت راهگشایی برای زندگی بهتر و پربارتر هدایت میکند و اگر تایید شویم احساس توانمندی در ما به وجود می آید و این همان راهی است که ما را برای انجام هر چه بهتر هدف راهنمایی میکند و اگر برای موفقیت اجتمایی ما ارزش قایل شوند، احساس پرشور تلاش در ما اوج میگیرد و همانطور که می گویند، هیچچیز مثل موفقیت، موفقیت نمی آورد .
بنابراین اگر فرد به نحوی بتواند نیاز به احترام را برآورده کند، می تواند قدمهای موثری در جهت موفقیت بردارد و در ضمن از لحاظ عاطفی هم ارضا شود .
نیاز به خودشکوفایی
بالاترین نیاز در سلسله مراتب نیازهای مزلو، خودشکوفایی است که به معنای تحقق یافتن حداکثر تواناییها و استعدادهای انسان است .
اگر کسی تمام نیازهای دیگرش را در سلسله مراتب نیازها ارضا کرده باشد ولی شکوفا نشده باشد ، همچنان بی قرار و ناکام و ناخشنود خواهد بود .
مزلو چنین نوشت: «موسیقی دان باید بنوازد، نقاش باید نقاشی کند و شاعر باید بسرایدتا درنهایت بتواند آرامش درونی داشته باشد.»
فرآیند خودشکوفایی می تواند شکلهای متعددی داشته باشد ولی هرکس، صرفنظر از شغل و تمایلاتش، میتواند تواناییهای خود را به حداکثر برساند و به کاملترین مرتبه از رشد شخصیتی دست یابد .
البته خودشکوفایی به ستارههای بزرگ و خلاق و روشنفکر مانند نقاشان و دانشمندان فیزیک نجومی و غیره محدود نمیشود. آنچه اهمیت دارد، تحقق بخشیدن استعدادها در عالیترین سطح ممکن است .
به عقیده وی: «یک سوپ درجه یک از یک نقاشی درجه دو خلاقتر است. آشپزی یا پدر و مادر بودن یا ساختن یک خانه هم می تواند خلاق باشد؛ در حالی که به فن شاعری نیاز ندارد! »
به عقیده او، برای ارضای نیاز به خودشکوفایی شرایط زیر ضروری است:
باید از قید و بندهایی که جامعه و خودمان به خودمان تحمیل میکنیم، آزاد باشیم ؛
نباید نیازهای سطح پایینترمان، ما را از مسیر خودشکوفایی منحرف کند؛
باید خودانگاره مطمئنی داشته باشیم و از روابط خودمان با دیگران احساس اطمینان کنیم .
باید بتوانیم دوست داشته باشیم و دوستمان داشته باشند و باید از قوتها و ضعفها، محاسن و معایب خودمان آگاهی واقعبینانه داشته باشیم .
نگارش یافته توسط Rad
هفته نامه سلامت88.7.16
روانپژوه
تصویر جام جم انلاین : آرشیده شاهنگی

