نویسنده: فریده جلیلوند - دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧
سرزمین 5 - ظهر - چرخش هجدهم روز پنجم
. . .
نیمه راه بودیم . زیبایی طبیعت اطرافم منو محو خودش کرده بود . حواسم به هیچ چیز نبود فقط داشتم به کوهها و درخت ها و مه وسط تابستون در میون کوهها نگاه می کردم . ماتم برده بود . خدای من پاییز و سبزی اینجا . جنوب و شمال . طلوع و غروب . خدای من یه جورایی طبیعت این سرزمین تضاد خالیه . تضاد.
آرزو
