اضطراب کودکی پایه روان رنجوری در دوران بزرگسالی

 

از تو عبور می کنم

اگر تمام خاک زمین باشی

تنها مشتی از تو کافی است

برای آنکه تا ابد

بپرستمت

از میان صور فلکی

چشم های تو

تنها نوری است که می شناسم 

 

تنت به بزرگی ماه

و کلامت خورشیدی کامل

و قلبت آتشی است

برهنه پای

از تو عبور می کنم

و تنگ می بوسمت

ای سرزمین من

پابلو نرودا

 

 


اضطراب کودکی پایه روان رنجوری در دوران بزرگسالی

.   .   .

     شخصیت‌ پرخاشگر
      این افراد علیه مردم حرکت می‌کنند. آنها به‌گونه‌ای خشن و آمرانه، بدون توجه  به دیگران عمل کرده و برای به دست‌آوردن کنترل و برتری که بسیار برای زندگی‌شان حیاتی است، باید همواره در سطح بالا عمل کنند و به وسیله ممتاز  بودن و به دست آوردن شهرت از اینکه برتری آنها را تأیید می‌کنند، ارضا می شوند

  
            این افراد برای پیش افتادن از دیگران برانگیخت میشوند و درباره هر کس برحسب استفاده‌ای که از رابطه با آنها می‌برند، قضاوت می‌کنند. آنها برای خشنودی دیگران تلاش نمی‌کنند بلکه جروبحث، انتقاد و پافشاری می‌کنند و هر کاری که برای به دست آوردن و حفظ برتری و قدرت لازم باشد انجام می‌دهند

      آنها برای اینکه بهترین باشند سخت خود را تحریک می‌کنند بنابر این در  شغلشان ممکن است موفق باشند. آنها از توانایی‌های خود مطمئن بوده و در نشان دادن و دفاع از خود بی‌پروا هستند
      

      شخصیت اجتنابی
      افراد مبتلا به این اختلال از تماس بین فردی به‌دلیل ترس ا 
  از انتقاد ، عدم‌تأیید و یا طردشدن دوری می‌کنند و برای این جدایی می‌کوشند تا خود بسنده شوند

  
      برای همین بر امکانات خودشان متکی شده و اعلام بی‌نیازی می‌کنند.

 برعکس افراد مبتلا به شخصیت وابسته، این افراد از برقراری ارتباط جدید امتناع می‌کنند مگر اینکه کاملاً مطمئن باشند بدون هیچ انتقادی مورد محبت و پذیرش قرار خواهند گرفت

 
      آنها نیاز به برتری دارند، اما نه به شیوه شخصیت پرخاشگر چون نمی‌توانند به‌طور فعال بادیگران رقابت کنند. یکی از جلوه‌های این حس برتری، احساس بی‌نظیر و مجزا بودن و فرق داشتن است . آنها جلوی تمام احساسات خود نسبت به
      دیگران، مخصوصاً عشق و نفرت را می‌گیرند یا اینکه آنها را انکار می‌کنند


      این افراد به خاطر محدودیت عواطف‌شان، تأکید زیادی بر عقل، منطق و هوش  دارند

: رفتار اجتنابی اغلب در نوزادی یا کودکی همراه با خجالتی‌بودن، منزوی بودن و ترس از غریبه‌ها و موقعیت‌های جدید شروع می‌شود

      اگر چه خجالتی‌بودن کودک یک پیش سیر برای این اختلال است ، ولی در بیشتر افراد با بالا رفتن سن به‌تدریج ناپدید می‌شود 

 
      برعکس افرادی که در شرف بروز اختلال شخصیت اجتنابی هستند ممکن است در خلال بزرگسالی و اوایل کودکی، زمانی که روابط اجتماعی با افراد جدید از اهمیت خاصی
      برخوردار است به‌طور فزاینده‌ای خجالتی و دوری گزین شوند

      دیگر اختلالاتی که معمولاً همراه با اختلال شخصیت اجتنابی هستند، عبارتند  از  
      اختلالات خلقی و اضطرابی. این اختلال اغلب همراه اختلال شخصیت وابسته تشخیص داده می‌شود به‌دلیل اینکه افراد مبتلا به شخصیت اجتنابی به قلیل دوستان خود خیلی دلبسته و وابسته می‌شوند


      به‌طور کلی می‌توان گفت فرد روان‌رنجور، برای کنترل اضطراب بنیادی خود، به وسیله این گرایش‌ها فکر و عمل می‌کند. هر سه این گرایش‌ها به‌نظر هورنای در
      فرد وجود دارد منتهی همیشه یکی از آنها غالب است و 2گرایش دیگر  شدت کمتری دارد 
   

 

روانپژوه

همشهری انلاین

 

 

 

/ 74 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریب آشنا

گل یخ زمستان تو هستم اسیر ناز چشمان تو هستم مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست که من مشتاق دیدار تو هست .سلام دوست عزیزم خوبین شما می بینم که بازم مثل همیشه گل کاشتی واقعا جالب بودن لذت بردم امیدوارم همیشه موفق باشین .منتظر قدمهای سبز و پر مهرتون در کلبه غریب آشنا هستم[گل][گل][گل]

غریب آشنا

گل یخ زمستان تو هستم اسیر ناز چشمان تو هستم مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست که من مشتاق دیدار تو هست .سلام دوست عزیزم خوبین شما می بینم که بازم مثل همیشه گل کاشتی واقعا جالب بودن لذت بردم امیدوارم همیشه موفق باشین .منتظر قدمهای سبز و پر مهرتون در کلبه غریب آشنا هستم[گل][گل][گل]

غریب آشنا

گل یخ زمستان تو هستم اسیر ناز چشمان تو هستم مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست که من مشتاق دیدار تو هست .سلام دوست عزیزم خوبین شما می بینم که بازم مثل همیشه گل کاشتی واقعا جالب بودن لذت بردم امیدوارم همیشه موفق باشین .منتظر قدمهای سبز و پر مهرتون در کلبه غریب آشنا هستم[گل][گل][گل]

معلمی از جنس پاییز

دلخوشم با کاشتن هر چند با آن داشتن نیست گرچه بی برداشت کارم جز به خیره کاشتن نیست سرخوش از آواز مستان در زمستانم که قصدم لانه را مانند مور از دانه ها انباشتن نیست حرص محصولی ندارم مزرع عمر است و اینجا در نهایت نیز با هر کاشتن برداشتن نیست سخت می گیرد جهان بر سختکوشان و از آنروز چاره ی آزاده ماندن غیر سهل انگشاتن نیست گر به خک افتم چو شب پایان چه بک از آنکه کارم چون مترسک قامت بی قامتی افرشاتن نیست از تو دل کندن نمی دانم که چون دامن ز عشق است چاره دست همتم را جز فرونگذشاتن نیست سر به سجده می گذارم با جبین منکسر هم در نماز ما شکستن هست اگر نگزاشتن نیست حسين منزوي[لبخند]

بی خانمان تر از باد

نی جدا زان لب و دندان ، چه نوایی دارد ؟ من ز بی همنفسی ناله به دل میشکنم سلام دوست عزیز شبتون بخیر ممنونم که از من هم یادی میکنید و خوشحالم که یادآور لحظات شیرین دوستی هستم به امید دیدار

بی خانمان تر از باد

ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود. ایمان بی عشق تعصبی کور است و عشق بی ایمان کوری متعصب! عشق بی ایمان های و هوایی است برای هیچ و عطشی است به سوی سراب و شتاب دیوانه واری است به سوی فریب و دروغی است که آن را نمیشناسی مگر به آن برسی و چون به آن برسی و چون به آن رسیدی همچون سایه ای موحوم محو می گردد و جز خاکستر یاس و بیزاری و نفرت بر جا نمی ماند. عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیست و چون هست شد نیست میگردد.این عشق با وصال پایان میگیرد و آن عشق با وصال آغاز دکتر شریعتی

بهرام

سلام خيلي خوب بود بهرام [گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون در قديم ميگفتند هر چيز تازه خوب است ولي دوست كهنه خوبست متشكرم بهرام [گل][گل][گل]