اضطراب کودکی پایه روان رنجوری در دوران بزرگسالی قسمت اول

 

From an ant, to a bird to a buffalo herd
Let them walk and fly and roam
Step aside, let them live, it's simple to give
like us they just need a home

There's room for everyone in this world
back up and make some room
Let's all move over and share this world
everyone make some room

There's room for everyone in this world
everyone make some room
Love given freely can spare this world
let friendly feelings bloom

اضطراب کودکی پایه روان رنجوری در دوران بزرگسالی

شخصیت روان‌رنجورانه را تا چه اندازه می‌شناسید؟ تا چه حد با نگرش‌ها و رفتارهای این افراد آشنا هستید؟ نگرش‌ها و رفتارهایی‌که بیانگر تمایل به سوی مردم است، علیه مردم حرکت می‌کند و یا اینکه از آنها فاصله می‌گیرد

«کارن هورنای»، یکی از روان‌تحلیلگران و کسی که سال‌های اولیه کودکی را در شکل‌گیری شخصیت انسان بسیار مهم می‌داند، معتقد است : نیروهای اجتماعی در کودکی بر رشد شخصیت تأثیر دارند نه نیروهای زیستی.

به‌نظر هورنای، مردم نه به وسیله پرخاشگری بلکه به وسیله نیاز به ایمنی و محبت برانگیخته می‌شوند .

نظریه شخصیت او شرح می‌دهد که چگونه کمبود محبت در دوران کودکی، اضطراب و خصومت را پرورش می دهد . اینکه کودک احساس امنیت و فقدان ترس کند، در تعیین بهنجار بودن رشد شخصیت او با اهمیت است.

هورنای ، تصور می‌کرد که نیاز ایمنی بر کودک حاکم است. منظور او، نیاز به امنیت و رهایی از ترس بود . امنیت کودک کاملاً بستگی به این دارد که والدین چگونه با او برخورد کنند و اینکه کودک را دوست بدارند و او را بخواهند .

هنگامی که امنیت تضعیف شود ، خصومت به‌وجود می‌آید . ممکن است کودک به خاطر احساس درماندگی، ترس از والدین، نیاز به محبت والدین و یا احساس گناه ناشی از نشان دادن خصومت، آن را سرکوب کند . سرکوب کردن خصومت منجر به اضطراب بنیادی می‌شود به نوعی که فرد احساس می‌کند در دنیای خصمانه، تنها و درمانده است .

این اضطراب پایه‌ای است برای به‌وجود آمدن روان‌رنجوری‌های بعدی .

با این مقدمه حال می‌توانیم به انواع گرایش‌های روان رنجوری مثل اختلال شخصیت وابسته، شخصیت پرخاشگر و شخصیت منزوی بیشتر بپردازیم .

شخصیت مطیع

مهم‌ترین ویژگی اختلال شخصیت وابسته، نداشتن اطمینان به خود، وابستگی کامل به دیگران، رفتار تسلیم‌جویانه، کمرویی و تردید و پرهیز از مسئولیت‌ هاست .

 نیاز بیش از حد شخصیت وابسته برای اینکه تحت حمایت و حراست قرار بگیرد، سبب می‌شود تسلط دیگران را به راحتی بپذیرد .

ترس وی از جدایی موجب می‌شود رفتاری تسلیم‌جویانه در برابر دیگران پیش گیرد . این رفتارها از ابتدای جوانی ظاهر می‌شود و در زمینه‌های گوناگون تجلی پیدا می‌کند .

شخصیت وابسته در تصمیم‌گیری‌های معمولی روزانه هم مشکل دارد، قادر به «نه» گفتن نیست و در هیچ مورد نمی‌تواند مخالفت خود را با نظر دیگران بیان کند.

این افراد دیدی منفی، بدبینانه و مردد نسبت به خویش دارند و توانایی‌های خود و حتی آنچه را که مالک آن هستند ناچیز می‌شمارند .

 روابط اجتماعی آنها محدود به افراد معدودی می‌شود که فرد به آنها وابسته است . این افراد معمولاً به یک شخصیت سلطه‌گر (دوست یا همسر) نیاز دارند که آنها را سرپرستی و راهنمایی کرده و از آنها حفاظت کند .

همچنین برای رسیدن به اهدافشان مقابل دیگران مخصوصاً والدین به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که دیگران آنها را جالب یا دلنشین بیابند .

درصورت پایان یافتن یک رابطه نزدیک، افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته ممکن است به سرعت در پی رابطه دیگری باشند که نیاز به مراقبت و حمایت آنها را ترغیب کند .

 اعتقاد آنها مبنی بر اینکه قادر نیستند در غیاب رابطه‌ای نزدیک کارکرد مناسبی داشته باشند، موجب می‌شود به سرعت به شخص دیگری دلبسته شوند.

اختلال شخصیت وابسته با دیگر اختلالات شخصیت به‌ویژه اختلالات شخصیت مرزی، اجتنابی و نمایشی همراه است

 بیماری فیزیکی مزمن نیز ممکن است فرد را برای ظهور این اختلال مستعد کند.

این اختلال در زنان بیشتر از مردان است. همچنین در فرزندان کوچک‌تر خانواده، احتمال آسیب‌پذیری بیشتری برای ابتلا به آن وجود دارد. بنیاد درمان شخصیت‌های وابسته نیز متکی به روان‌درمانی و دارو درمانی است. رفتار درمانی، خانواده درمانی و گروه درمانی نیز تاکنون نتایج موفقیت‌آمیزی داشته‌اند.

 .   .   .

روانپژوه

همشهری انلاین

سمیه شرافتی

/ 39 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معلمی از جنس پاییز

فقط كساني شكست مي خورند كه تلاش و مبارزه نكرده اند.((تامربيلي الدويچ)) [لبخند]

معلمی از جنس پاییز

به اين اميد كه در گور سرد دل شايد ز عشق رفته بيابد نشانه اي او بود و آن نگاه پر از شور و اشتياق من بودم و سكوت و غم جاودانه اي! چشمان من به ديده ي او خيره مانده بود جوشيد ياد عشق كهن در نگاه ما آهي از آن صفاي خدايي زبان ما اشكي از آن نگاه نخستين گواه ما! ناگاه عشق مرده سر از سينه بر كشيد آويخت همچو طفل يتيمي به دامنم آنگاه سر به دامن آن سنگ دل گذاشت آهي كشيد از سر حسرت كه " اين منم! " باز آن لهيب شوق و همان شور و التهاب باز آن سرود مهر و محبت ولي چه سود؟ ما هر كدام رفته به دنبال سرنوشت من ديگر "آن" نبودم و او ديگر "او" نبود [لبخند]

معلمی از جنس پاییز

زهی خجسته زمانی که یار باز آید به کام غمزدگان، غمگسار باز آید به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم بدان امید که آن شهسوار باز آید اگر نه در خم چوگان او رود سر من ز سر نگویم و سر خود چه کار باز آید مقیم بر سر راهش نشسته ام چون گرد بدان هوس که بدین رهگذار باز آید دلی که با سر زلفین او قراری دارد گمان مبر که بدان دل قرار باز آید چه جورها که کشیدند بلبلان ازدی ببوی آنکه دگر نو بهار باز آید ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ که همچو سرو به دستم نگار باز آید [لبخند]

معلمی از جنس پاییز

هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد دلمو از قلم انداخت،اونکه صاحب دلم بود منو دوس داشت ولی انگار،اندازش یه ذره کم بود از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد

معلمی از جنس پاییز

گناه اصلي به گردن كساني است كه به جاي پند نيكو دادن، در تلاش اند تا سخني گويند كه شما را خوش آيد.((مونتن))

معلمی از جنس پاییز

اگر اشخاص خودخواهي تلاش دارند شما را بفريبند، نامشان را از ليست نامهاي همنشينان خود خط بزنيد، اما هرگز درصدد انتقام جويي برنياييد. زيرا اگر چنين كاري بكنيد، خود را بيشتر از آن اشخاص آزار داده ايد.((ديل كارنگي))

فائزه

خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تودر عرش کبریایی خود نداری........ من چون تویی دارم وتو چون خودی نداری...[گل]

سمیرا

سلام فریده جان تحلیل روانشناسانه بسیار خوبی بود. به خصوص با اون مقدمه عالی [گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون و مطالب جالبي نوشته بوديد متشكرم بهرام [گل][گل][گل]

بهرام

سلام از حضورت ممنون قابل شمارا ندارد بهرام [گل][گل][گل]